.:: یـــازْدَهُ یـــازْدَهْ دَقِـیــقِهْ ::. سلام امیررضا صافحیان هستم متولد فروردین ماه 1377 در نیشابور. و مشغول به خواندن علوم کامپیوتر در شهید بهشتی تهران که به همراه ' رفیق شماره ۱۱۱۱ ' این وبلاگ را می نویسیم ! بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم ! "حضرت سخن-سعدی-" ------------------------ آنچـہ بر ما مے گذرد را در این وبگاه ببینید... .:.:راستے صفحـہ هاے قبل رو هم چڪ ڪنیــــــــــد :.:. ------------------------ در گوشہ ای از تخت،مچالـہ تنهایـے و اشعار معـــاصـر نیمــــا و فــروغ و بهــبهــانے هی گریہ بہ حالِ حالِ حاضِر ! #صافحیان ------------------------- صرفا برای احتیاط : استفادہ از اشعار و ترانـہ ها تنها باذكر منبع و اجازہ ے مولف آزاد است! ------------------------ http://safehian.mihanblog.com 2018-10-16T05:48:43+01:00 text/html 2018-10-12T19:08:22+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان که باشی .... http://safehian.mihanblog.com/post/635 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;ما که نشسته بودیم داشتیم هیچ کاری نمی کردیم که یهو خواهر میاد پیشم و میگه چیکاااار می کنی ؟</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من به این فکر می کنم که چیکار می کنم ؟ سوال بسیار سختی که جواب خیلی سخت تری هم داره !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به این فکر می کنم که دو سال از زندگیم در دانشگاه و فضا های خیلی بزرگونه داره میگذره و من دارم چی کار میکنم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">همیشه به روز های دانشجویی فک می کردم و به روز هایی که اتم ها رو بشکافم و کشف کنم و پیدا کنم و زندگیو رو به جلو به سرعت حرکت و جهان رو به جایی بهتر تبدیل کنم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما دوباره به این سوال می رسیم که دارم چی کار می کنم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در حقیقت دارم روز ها رو سپری می کنم ... این مهم رو نباید فراموش کرد که هرچه روز ها رو بیشتر به بطالت بگذرونی کمتر یادت میاد که داری چیکار می کنی ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما به محض این که روز هات رو دقیق و پر کار بگذرونی فک می کنی که حیف نبود وقتم رو برای این به کار بردم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آیا امروز نسبت به دیروز رشد بیشتری داشتم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و کلی از این سوالات که ذهن رو قلقلک میده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما من یک هفته پیش از روز هام خیلی خیلی خیلی راضی بودم ! از این که شاغلم و از این که با این حال نوزده واحد برداشتم و دارم خودکشی میکنم با درس های زیاد و کار ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما امروز به این فکر می کنم که سال دیگه که میشه سال آخر تحصیلم چیکاره ام ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میخوام کنکور ارشد بدم یا اپلای کنم برای تحصیل و برم خارج از کشور ؟ انتخاب خیلی سختیه ... خیلی خیلی سخت !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">الاآن اصلا دلم نمی خواد مدت ها خانواده و دوستامو نبینم و برم خارج ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">خیلی سختمه ! شاید اون طرف زندگی دیگری منتظرم باشه ! شاید اتفاقات جدید و روز ها و روز های جالب و شاید که نه - قطعا - زندگیم رو خیلی تغییر خواهد داد !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما می ترسم ... راستش خیلی می ترسم ... و دلم میخواد دوباره کوچیک بشم و برم زیر پتو قایم بشم تا مامانم بیاد و بگه که امیررضا بیا ناهار آمادس ! و من بگم الان میام و نرم تا دوباره ... سه باره&nbsp; و ده باره صدام کنه و من از این که بم توجه میشه کیف کنم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما دیگه بزرگ شدیم ! داریم روز به روز بزرگ تر میشیم و باید به روز هایی فک کنیم که تنهاییم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من از تنهایی می ترسم ... حتی از فکر به تنهایی هم می ترسم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">امشب به تنهایی ... به غربت ... به روزهایی که معلومم نیست ... به عصر جمعه ! و به عصر جمعه در غربت فکر کردم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر زندگی میتونه جالب باشه ! عجیب باشه و سریع !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درسته بعضی سال ها مثل سال کنکور خودش صد ها سال در دل خودش داره و بعد از تموم شدنش هم از خاطر نمیره ! اما سال هایی هم هستن که چشم به هم نزدی میگذرن و تو نگاه می کنی میبینی چیزی به پایان نداری و همش به دستات خیره میشی که چیا با خودت آوردی از سال ها قبل و دائم ناراضی که این نیست... انقد کمه ! کمه ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به دست هام نگاه می کنم و روز هایی رو میبینم که به خودم و همین دست ها افتخار خواهم کرد! اما امروز باید با همین دست ها بنویسم و کد بزنم و دست های تو رو توشون نگه دارم که باشی ! روزهایی که تنهاییمونو با هم تقسیم کنیم و بغضمون رو و شادی مون رو .... باشی و پا به پا و دست به دست روز ها رو بگذرونیم و بخندیم !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که باشی ....</font></div> text/html 2018-09-30T17:54:29+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان من به اندازه تمام روز های زندگی ام گریه دارم http://safehian.mihanblog.com/post/634 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که وقتی قرار بود یکی برای کمک برود همه بسیج می شدیم برای کمک !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که بغض هایمان را در گروه ها حل می کردیم و در دور هم بودن و با هم حرف زدن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که سیگار را بد می دانستیم و خوب بودن خوب بود !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به هم کمک می کردیم و وقتی یکی سختی می کشید همه سختشان بود !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که این بودیم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما را چه شده این روز ها ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها که از هر طرفی بادی می وزد... آن هم پاییزی ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من که سبزم ! من که به زور سبز مانده ام !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پاییز آمده و من ایستاده ام در برابرش !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">تنها و بی پناه ایستاده ام و نگاهش می کنم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">او هم مرا نگاه می کند و من بغضم می شکند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پاییز را درآغوش می کشم و می بوسمش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می گویم که سال هاست دلم برایش تنگ شده</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می گویم که این دعوای قدیمی مان را باید تمامش کنیم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما هر کار می کنم باز هم پاییز است ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم بهار می خواهد ! من دلم سبز و آبی بودن را می خواهد&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی پاییز آمده که مرا مبتلا کند&nbsp; و راه گریزم چیست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها که من با پاییز به گریه می نشینم مردمان هم گریه می کنند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درد را در این روز های پایانی نیست و هر چه می گذرد تشدید و تشدید و تشدید !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من به اندازه تمام روز های زندگی ام گریه دارم ! گریه های ناتمامی که مرا ساخته و در خود حلانده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> text/html 2018-08-26T15:53:12+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان خانهء من کجاست ؟ http://safehian.mihanblog.com/post/631 <div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif"><br></font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp; پیش نهاد : می توانید موسیقی را بر روی متن بشنوید ...</font></div><div><hr><br></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp; &nbsp;بیشتر از تمام روز های زندگی ام در این یک سالی که به تهران آمدیم استرس کشیدم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من کودکی بودم شهرستانی که نهایت استرس ام پاره شدن توپ چهل تیکه ام بود که محکم به دیوار می کوبمش ! چون بعد از آن حتما مادر دعوایم می کرد.</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی بزرگ شدم ماجرا از توپ بزرگ تر شد اما دغدغه هایم نه آنقدر ها بزرگ ! می توانستم برای نمره هایم استرس بکشم اما هیچ گاه فکر نمی کردم در شهر بزرگ آدم چقدر می تواند تنها باشد !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">از من می پرسیدند - پیشتر ها - که زندگی را چطور دوست داری ؟ تنها به گوشه ای یا در شلوغی و شهری بزرگ؟&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">می توانید پاسخم را حدس بزنید و من را مردی با کیف چرمی در دست با کت و شلوار اتو کشیده که در حین حرکت صدای جیرک جیرک کفشش با زمین شنیده می شود تصور کنید !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">شاید روزگاری من هم خودم را اینگونه تصور کرده بوده باشم ! اما اینگونه بودن چیزی نیست که می خواستم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من زندگی را با طعم ماستِ چکیده طلب کرده بودم :)) شاید کمی روغن زرد یا به قول تهرانی ها « روغن کرمون شاهی » هم مزه اش را سنگین تر کند!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">در روستا ... در شهرستان ... در خلوت همه چیز آرام است و رام ... در شهر های بزرگ زندگی سخت است ... خیلی خیلی سخت!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">ولی چرا ماندگاریم در این سختگاه ؟&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی در روستا با صدای گاو های از خواب بیدار می شوی از این همه بی عدالتی به ستوه می آیی ! از این که چرا در تهران مردم با صدای ماشین ها بیدار می شوند و من باید با صدای گاو از خواب برخیزم ... و بحث امکانات بیشتر در شهر های بزرگ!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">این انسان است و تمایلات مدامی که در تو تغییر می کند ... تمایلاتی که هر کجا که باشد ! بودنش را در جایی دیگر آرزو می کند ...</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">گروس عبدالملکیان می گوید : « کدام پل در کجای جهان شکسته است ... که هیچ کس به خانه اش نمی رسد ؟ »&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من به خانه ام نمی رسم چون خانه ام را گم کرده ام ... در آرزوی شهرم وقتی در روستا هستم و در آرزوی روستا ام وقتی به شهرم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من خودِ تناقضم !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من انسانم و این در فطرت من نهادینه شده است ...&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من را به خنده می بینی وقتی اشک در دلم می ریزد و می گریم در اوج شادی !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">هرچه جلو تر می روم تناقض را در زندگی به وضوح می بینم ! در پست دیگری در وبلاگ در این باب صحبت کرده بودم ...</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">دلم برای تمام روز های کودکی ام تنگ است :))‌ و منی دارم از این دل تنگی دم می زنم که هیچ گاه آرزوی بزرگ شدن نکرده بودن ...&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی انسان بزرگ می شود و به زندگی مجبور، باید ادامه دهد ... با هر آنچه سختی که در زندگی خواهد دید ... با هر آنچه بغض که در روز و شب باید قورت دهد</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">تمام این ها را گفتم که به اوج گریه خود برسم و بخندم :)) در روزگاری که با این همه درد و سختی که برای ما رقم می زند ( یا می زنیم ؟ ) باید در پس هر خنده ام سبزی دشت نهفته باشد ... و آبیِ آسمانی که در آن کبوتر ها می خوانند و گنجشک ها روی درختان لانه گزیده اند ... در خلوت شان همه را شریک می کنند و با هم به آواز می ایستند ! مهم نیست در کجای این جهانِ گرد ( یا صاف ؟ ) ایستاده ام !&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">هییییییچ چیز مهم نیست! مهم خنده های من و توست رفیق !‌در زیر همین آسمان !!!!!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">که آسمان در تمام دنیا ... درشهر در شهرستان در روستا در هررررر کجااااااا یکی ست ... آبی ! ( یا سبز ؟ )</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="3">بشنوید صدای شجریان را روی فیلم دل شدگانِ علی حاتمی :&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <audio controls="">&nbsp; <source src="horse.ogg" type="audio/ogg">&nbsp; <source src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostMusix/delshodegaan.mp3" type="audio/mpeg">Your browser does not support the audio element.</audio> text/html 2018-08-23T22:38:55+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان کنسرت رضا یزدانی http://safehian.mihanblog.com/post/630 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; مانند خواب بود در کنار رفیق به تماشای صدای رضای یزدانی نشستن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درست همانند زمانی که می خواند « چشام بستسسسسس .... »</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در سی امین روز از امرداد یکهزار و سیصد و نود هفت به تماشای کنسرت نوستالژی رضا یزدانی نشستیم در سالن مرکز همایش های برج میلاد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من آن شب را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد! و این را که از دست دادن یکی از وسایلم لبخند را نتوانست هرگز آن شب از روی لبانم پاک کند !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">« وقتی هستی خوب خوبم ... » و هیچ چیز هیچ وقت حالم را بد نخواهد کرد ! و « وقتی نیستی تو شب من ... قلب یادش میره پمپاژ ! »&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به رسم همیشگی این کنسرت را نیز با شما به اشتراک گذاشته ام و می توانید آن را دانلود کنید.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><a href="http://s8.picofile.com/file/8335315550/Nostalgia.m4a.html" target="_blank" title="nostalgia Down"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostPix/nostagia.jpg" alt="nostalgia"></a></div><div style="text-align: center;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><a href="http://s8.picofile.com/file/8335315550/Nostalgia.m4a.html" target="_blank" title="nostalgia Down"><font size="3" color="#33cc00">D O W N L O A D</font></a></div> text/html 2018-08-12T06:23:12+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان من دلم برای همه ستاره ها تنگ میشه http://safehian.mihanblog.com/post/628 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;کم کم دارم برمیگردم تهران و از الآن دلم برای آسمون نیشابور تنگ میشه !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">هوا همه جا گرمه اما وقتی اینجایی گرمای هوا اذیتت نمیکنه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمی دونم چرا توی تهران همه چیز آدم رو اذیت میکنه !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و با این حال ما تبعیدیم به زندگی در تهران برای زنده موندن و بقا</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی شاید یک روز دست دلبرو بگیرم بریم ی روستا روزگار بگذرونیم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اون صبحا پاشه تخم مرغا رو از زیر مرغا برداره&nbsp; و منم برم سر زمین و به کارام برسم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">شبم ساعت نه بخوابیم و تا صبح برای هم از ستاره ها بگیم کنار سر و صدای آتیش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">هیزما که یکی یکی میسوزه و نور میده تا بتونیم صورت هم ببینیم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نه اونقد نور که ستاره ها رو گم و گور کنه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;خودم می دونم روز دوم از این زندگی خسته میشم و باز دنبال هیجانم و برمیگردم تهران</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی برا یه مدت کوتاهم شیرینه نه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">یعنی مثلا شما وقتی از خوردن یه شکلات کوچیک خوشحال میشین چون کوچیکه نمیخورینش ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من خودم اگه خیلی کوچیک باشه منصرف میشم ! آخه باید به دل آدم بشینه ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم برای سادگی تنگ میشه</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">برای خیابونای نزدیک و خلوت !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم برای همه ستاره ها تنگ میشه ...</font></div> text/html 2018-07-31T19:12:04+01:00 safehian.mihanblog.com رفیق شماره ی ۱۱۱۱ 186 http://safehian.mihanblog.com/post/627 <div style="text-align: center;"><font size="3">شاید دیگه تنبیه کردن خودت گاهی کافی باشه،وقتش باشه تموم کنی این تلخی رو.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">وقتی برگردی و به دفترچه ی هدف هات نکاه کنی و بپرسی چرا به هیچ کدوم از اهداف انسانیت حتی نزدیک نشدی ولی کلی فیلم دیدی و کتاب خوندی!پس فایده ی فیلم و کتابات چیه ؟؟!!!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">به خودت میگی&nbsp; رهااااا کن همه ی این سخت گیری ها رو .برگرد به خودت .تموم کن شخضیت بی حسی رو مال تو نیست .بال ها تو بردار و بپر و برو...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">نذار ادما بگیرنت و زندونت کنن.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">سایه ی هما برای ادما بسه...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">اجازه بده سایه ت تو این هرم سوزاننده ی نا مهربونی و نا امیدی و خشم و تلخی بیوفته رو سر بقیه...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">اجازه بده سایه&nbsp; ی مهربونیت&nbsp; رو سر خودت بیوفته...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">پ.ن:ما خسته ایم و مارا مجال نفس کشیدنی نیست!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">پ.ن2:ما در حال تغییریم و گذشتن و رفتن و زندگی کردن...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">توصیه نامه:Demons,Imagine dragons</font></div> text/html 2018-07-30T13:30:35+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان ما هشتاد میلیون نفریم http://safehian.mihanblog.com/post/626 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ زنگ زده هراسناک و هیجان زده که فلانی ! میبینی اوضاع مملکت را ؟&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- بله</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پس چرا نشسته ای ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- چه کنم ؟ انقلاب ؟؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+‌ نه بابا! پاشو جمع کن بیا اینور !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- نمیتونم عزیز ! خانواده دارم من !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ خانواده ات را هم بیار خب !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- نمیشه ! زیادیم ما !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+‌چند نفرید مگه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- هشتاد میلیون نفر !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">( از صفحه اینستاگرامی دکتر امیرحسین الله یاری که من در استوری حسین جنتی دیده ام ! )&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; مگه میشه این رو خوند و مو به تن آدم سیخ نشه ؟ یا تو چشماش اشک جمع نشه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که به یکی از هم وطنام توهین نکردم و نگفتم نفهم و بی درد و کسی که سواد اجتماعی نداره رو یادم نمیاد !!!!!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم وسط این اوضاع بد اقتصادی همه هم میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم هرچی سر این مردم بیاد حقشونه! انتخاب خودشونه !!‌خدا سرنوشتشون رو تا خودشون نخوان عوض نمیکنه&nbsp; ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم عه عه عه آخه دلار گرون میشه چرا باید تو سیب زمینی هات رو گرون کنی ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم دیوص تر از مشاور املاکی و موبایل فروش وجود نداره ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم این کارگرا هم بی وجدان شدن و به حق خودشون قانع نیستن ! یا همین راننده تاکسیای بی پدر مادر ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;از خودم خجالت می کشم :)) وقتی دلم برای مردمم نمیسوزه و دقیقا داره برای خودم میسوزه و ادعای مردمم مردمم دارم!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ننگ بر من با این ادعا و این رفتار ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;آخرین باری که با دل خوش برای مردمم دعا کردم و برا خودم و برای همه مردم جهان ... و در وجودم صلح رو حس کردم همین چند لحظه پیشه ... آخرین بار شما کی بوده ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میاین بس کنیم ؟ میاین به هم رحم کنیم و به هم لبخند بزنیم بدون این که به این فک کنیم که طرف مقابلمون که ... یا طرفمون مقابلمون که ... یا شایدم طرف مقابلمون که ... :))</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حضرت سخن سعدی میگه :&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div> <!--[if gte mso 9]><xml> <o:OfficeDocumentSettings> <o:AllowPNG/> <o:PixelsPerInch>96</o:PixelsPerInch> </o:OfficeDocumentSettings> </xml><![endif]--> <!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:EnableOpenTypeKerning/> <w:DontFlipMirrorIndents/> <w:OverrideTableStyleHps/> </w:Compatibility> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="false" DefSemiHidden="false" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="382"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="header"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footer"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of figures"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope return"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="line number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="page number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of authorities"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="macro"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toa heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Closing"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Signature"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Message Header"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Salutation"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Date"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Block Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Hyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="FollowedHyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Document Map"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Plain Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="E-mail Signature"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Top of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Bottom of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal (Web)"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Acronym"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Cite"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Code"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Definition"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Keyboard"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Preformatted"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Sample"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Typewriter"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Variable"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Table"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation subject"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="No List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Contemporary"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Elegant"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Professional"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Balloon Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Theme"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="41" Name="Plain Table 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="42" Name="Plain Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="43" Name="Plain Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="44" Name="Plain Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="45" Name="Plain Table 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="40" Name="Grid Table Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Mention"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Smart Hyperlink"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--> <style> <!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Arial; panose-1:2 11 6 4 2 2 2 2 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-536859905 -1073711037 9 0 511 0;} @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-536870145 1073786111 1 0 415 0;} @font-face {font-family:tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:auto; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} @page WordSection1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.WordSection1 {page:WordSection1;} --> </style> <!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} </style> <![endif]--> <!--StartFragment--> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">شبی دود خلق آتشی برفروخت /&nbsp;</span>شنیدم که بغداد نیمی بسوخت</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">یکی شکر گفت اندران خاک و دود /&nbsp;</span>که دکان ما را گزندی نبود</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">جهاندیده‌ای گفتش ای بوالهوس /&nbsp;</span>تو را خود غم خویشتن بود و بس؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">پسندی که شهری بسوزد به نار /&nbsp;</span>اگر چه سرایت بود بر کنار؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">به جز سنگدل ناکند معده تنگ /&nbsp;</span>چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">توانگر خود آن لقمه چون می‌خورد/&nbsp;</span>چو بیند که درویش خون می‌خورد؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">مگو تندرست است رنجوردار/&nbsp;</span>که می‌پیچد از غصه رنجوروار</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">تنکدل چو یاران به منزل رسند /&nbsp;</span>نخسبد که واماندگان از پسند</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">دل پادشاهان شود بارکش /&nbsp;</span>چو بینند در گل خر خارکش</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">اگر در سرای سعادت کس است /&nbsp;</span>ز گفتار سعدیش حرفی بس است</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">همینت بسنده‌ست اگر بشنوی /&nbsp;</span>که گر خار کاری سمن ندروی</font></p> <!--EndFragment--></div> text/html 2018-07-21T05:57:04+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان کودکی مان آقا‌؟ http://safehian.mihanblog.com/post/625 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; من هیچ گاه دلم نمیخواست بزرگ شوم !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;- این جمله را بار ها و بار ها در بحث های مختلف ممکن است از من شنیده باشید -</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی من واقعا دلم نمی خواهد بزرگ شوم !!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مگر تمامی دوستانم بزرگ شدن را طلب نکردند ؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">خب مگر بزرگ نشدند ؟! چرا مطالبه من را نمی دهید آقا ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چرا من را روز به روز بزرگ تر می کنید ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">عدد ها خیلی درشت شده اند : ۱۹ , ۲۰ , ۲۱ ؟&nbsp; آقا تمامش کنید آقا ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی که کودک بودم همیشه از بزرگ شدنی ترس داشتم که در آن پول مهم باشد و مردم برای آن هر کاری بکنند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی که تو مسئول حل کردن خیلی چیز هایی و کنترلی بر آن ها نداری و در نهایت باید پاسخ گو باشی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می دانی تقصیر تو نیست ولی مجازات شوی ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی مملو از آدم بزرگ ها و بزرگ ها و ... لعنت به هرچیزی که بزرگ می شود آقا !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مگر وقتی کوچک بودید چه بر سرتان آمد که در بزرگی اینگونه بزرگی می کنید ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">زیبایی و انسانیت را به گوشه ای رها می کنیم و تنها بزرگ می شویم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">"بزرگ می شی یادت میره " و من بزرگ شدم و یادم نرفت ! اما چه می شد کرد ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آنقدر سختی های بیشتر بود که دعوای مامان برای با شیشه آب خوردن از یخچال بی اهمیت جلوه کند ... - که نبود ! -</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بسیاری از سختی هایمان را با گذر زمان پاک میکنیم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز ها می گذرد و هر روز زمان به جلو می کشاندمان ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و آه که تنها کودکی ام را می ستایم با تمام سختی هاش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما مردمانی بودیم که در کودکی بزرگ شدیم و میلی به بزرگ شدن نداشتیم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما را بگذارید در کودکی بمانیم آقا ... ما جنسمان این نیست ... می شکنیم!&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">[ گونی سیمان را به دوش می کشد و باید ده طبقه بالا تر به اوستا تحویل دهد ... و همچنان کودکیش را می طلبد ... ]</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><br></div> </div> text/html 2018-07-16T11:54:29+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان برآتش تو نشستیم http://safehian.mihanblog.com/post/624 <div><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; در&nbsp;&nbsp;قسمتی از " طعم گیلاس " کیارستمی :&nbsp;</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">«ناراحتی همه جور کشیده بودم، آخرش اونقدر ناراحت شده بودم که گفتم خودمو راحت کنم از این ناراحتی بابا چه خبره! صبح بود، تاریکی بود، پاشدم طناب برداشتم، انداختم پشت ماشین. برم قال قضیه را بکَنَم. برم خود کشی بکنیم!&nbsp;</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">رفتم آقا نزدیک خونه ما توتستان بود. طناب انداختم گیر نکرد…رفتم بالا طنابُ گیر دادم. یه چیز نرمی به دستم خورد. توت بود…آفتاب از بالای کوه زده بود. چه آفتابی! چه سبزه زاری! صدای بچه ها بود. گفتن درختُ تکان بده. دادم توت می‌خوردن. منم خوردم. آمدم خونه به زنم هم توت دادم. آقا یه توت منو نجات داد!…</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">تو دَم صبح طلوع آفتابُ نمی خوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتابُ؟ موقع غروب دیگه نمی‌خوای ببینی؟ نمی‌خوای این ستاره ها را ببینی؟ شب مهتاب اون وقت قرص کامل ماه، دیگه نمی‌خوای ببینی؟ آب چشمهٔ خنک نمی‌خوای بخوری؟ دست و صورتِتُ با اون چشمه بشوری؟از مزه ی گیلاس می‌خوای بگذری؟ نگذر! من می‌گم رفیقتم نگذر!»</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></p></div><div><hr></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;" ندانمت به حقیقت ... که در جهان به چه مانی&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی ... "&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">( تمام ابیات آتی و این بیت از خداوندگار سخن - سعدی - ست )</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;روز های خوبی نداشتم و بغض ها و بغض های بسیار !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در کشاش این جهان و چیستی من ... و کجابودنم در این کشور ؟ در این جهان ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;" تو پرده پیش گرفتی و زشتیاق جهانت !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ز پرده ها بدر افتاد راز های نهانی ... "</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;جوابم کجاست ؟ پیچیدگیش کجاست ؟؟؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حضرت امیر می فرماید :&nbsp; "&nbsp;<span style="text-align: justify; ">هیچ چیز را ندیدم مگر آنکه خدا را هم با او دیدم</span><span style="text-align: justify; ">&nbsp; ! "</span></font></div><div><span style="text-align: justify; "><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></span></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;شاید پاسخی نیابیم در تمام این فکر های پیچیده و راه های بی پایان ولی چه پاسخیم لازم می آید در میان این همه " او "</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">عذابش از روی دوستی&nbsp;</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دوریش از فرط نزدیکی</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ناپیدا بودنش از عمق حضورش !</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;پس مرا چه غم بر این زندگی و چه اخم بر رخسار ؟</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;سخن کوتاه میکنم که باید چشید ... که باید دید ! روزها را ... تا کمی درک کرد ... تنها شاید کمی ...</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;کلام آخر :&nbsp; &nbsp; &nbsp;" بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد !&nbsp;</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span style="white-space:pre"> </span>&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی ... "</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><hr></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بشنوید قسمتی از این دیالوگ ها را و فیلم " طعم گیلاس " را -به هیچ وجه-&nbsp; از دست ندهید :</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: justify;"></div> </div><audio controls="">&nbsp; <source src="horse.ogg" type="audio/ogg">&nbsp; <source src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostMusix/TatseOfCherry.mp3" type="audio/mpeg">Your browser does not support the audio element.</audio> text/html 2018-07-11T20:20:50+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان میشه بخندیم ؟ http://safehian.mihanblog.com/post/623 <div id="15313409205319760"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/eKxJ2?data[rnddiv]=15313409205319760&amp;data[responsive]=yes"></script></div> text/html 2018-07-11T06:44:01+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان سبز، زرد، قرمز ! ( داستان کوتاه ) http://safehian.mihanblog.com/post/622 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;چشم های را باز کرده بود و میزی که چند قرص قرمز و سفید روی آن پخش شده بود را نگاه می کرد و مکرر با چشمانش آن ها را تار می کرد و دیواری را که روی آن کوبلن دوزی چشمه ای در میان دشتی سبز بود را واضح، آنقدر این کار را تکرار می کرد تا قرص ها تمام شوند وهمه را با آب چشمه بخورد !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">سپس بلند شد و در اتاق پرواز کرد ... بال هایش که خسته شد، روی تخت خواب دوباره دراز کشید و با صداق قرچ و قورچ تخت موقع غلت زدن سعی می کرد به آهنگی که دیشب ماشین آشغالی موقع بردن زباله ها پخش می کرد فکر کند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دوباره چشم هایش را باز کرد ! انگار صد ها خواب درتن دارد که باید یکی یکی بیدارشان شود.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- بیا اینا رو بگیر، محمد جواد نفهمه فقط ! بگو بده به مدیرشون تا من بقیه شو جور کنم .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;محمد جواد نمی فهمید که می فهمد ! همانطور که هیچ کس این موضوع را .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میان خواب و بیداری بود که یادش آمد امروز را می تواند کمی بیشتر بخوابد ! به هر حال ساعت هفت صبح روز تعطیل برای هر کودک کلاس دومی فرصتی ست بسیار مناسب که بخوابد و از زمان زندگیش بدزد! البته که شاید خودش آن را به عنوان لذت خواب تلقی کند ! اما چه فرقی ست میان لذت خواب و لذت کم شدن بیداری ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- محمد جواااااد&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- محمد جواااااااااد، بیا دوستات اومدن دنبالت&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ بهشون بگو امروز حال ندارم بیام&nbsp;&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- باشه&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;یک جمله برای قانع کردن مادر همیشه کافی نبود، اما خب مادر است و می داند فرزندش را ... شاید اگر ده ها سال بعد محمدجواد به نمره یازده ریاضی خود فکر کند ! چیزی جز یک خاطره خیلی خوب برای تعریف کردن در جمع نبیند، چون به هر حال احتمالا همه افراد حاضر در جمع کلاس دوم ابتدایی ریاضی خود را بیست می گیرند ! اما برای خانه نشین کردنش آن روز همان نمره کافی بود .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;بالاخره از جایش بلند شد و به سراغ یخچال رفت و کمی آب خورد ، آب سرد که از گلویش پایین می رفت تمام بدنش را خنک می کرد&nbsp; و در نهایت سرما را با خود به معده اش برد.</font><span style="font-family: georgia, &quot;times new roman&quot;, times, serif; font-size: large;">&nbsp;سرد بود ! درست مثل خانه شان وقتی از زیر پتو در می آمد.</span></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">شاید یکی دیگر از دلیل هایی که بیداری را برایش سخت کرده بود همین ماجرای گرمای پتو و سرمای بیرون بود .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">تنها با سلام کردن و شنیدن جوابش از مادر به روی تخت برگشت و پتو را به گوشه ای پرت کرد ، کتاب ها را از کیفش در آورد و شروع کرد به حل کردن سخت ترین مسئله های زندگی ! کم کم داشت یاد می گرفت اعداد دو رقمی را با هم جمع کند . از پسر خاله هایش شنیده بود ریاضی در دبیرستان خیلی خیلی سخت تر می شود و همیشه با خود فکر می کرد&nbsp; " سخت تر از این ؟؟؟"&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مادر داشت سبزی پاک می کرد که شام برایشان کوکو سبزی درست کند. قرار داشتند هفته ای یک بار شام بخورند، البته این که باقی شب ها را بی شام سپری می کردند ارتباطی به رژیم و لاغری نداشت . البته که مقداری به رژیم مرتبط بود.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;مادر سبزی خورد می کرد و به این می اندیشید که چگونه از صاحب خانه برای تاخیر هفته دوم اجاره مهلت بگیرد ! خب طبیعتا آن روز راه حل زنگ زدن به زن صاحب خانه بود ! اما او نیز نمی تونست شوهرش را برای این مدت راضی کند ، چون شوهرش نمی توانست چک صاحب کارش را دیر تر بدهد ! چون صاحب کارش باید اجاره خانه اش را می داد ... و این زنجیر را دنبال کردن نیز کار ساده و ممکنی نیست .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;در میان سبزی های زرد و سبز که کم کم داشتند مشخص می شدند و زرد ها به جرم خرابی به گوشه ای تبعید، کفش دوزک قرمزی پیدا شد و مادر، محمدجواد را صدا زد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">محمد جواد زودی آمد&nbsp; و کفش دوزک را به روی انگشتش گرفت ! و با انگشت دیگرش آن را له کرد !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- عههه !! چیکار میکنیییش ؟ گناه داره !!! وحشی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ آخه رو دستم جیش کرد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- خب تو باید بکشیش ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ چیکارش میکردم که یاد بگیره ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- اون حشرس ! یاد نمیگیره که ! باهاش بازی می کردی بعدم ولش میکردی بره</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ پس چطور دفعه قبلی اون مورچه کوچولو یادگرفت تو خونه ش جیش نکنه</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- اونم جیش میکرد اما دیده نمی شد، حالا بر و دستات بشور ! بدو !!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; محمدجواد فکرش مشغول به این صحبت ها شد و رفت که دست هایش را بشوید</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در راه قوطی کبریتش را برداشت و مورچه را به انگشت گرفت و به دقت داشت داخل قوطی کبریت را نگاه می کرد که بتواند چیزی پیدا کند که بتواند آن مچ مورچه را بگیرد .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- سلام</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ سلام چرا انقد زود اومدی خونه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- کار نبود ! ده نفر دیگم مث من برگشتن خونه و هیچ کس خونه ش دیگه گچ کاری لازم نداره!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ درست میشه ... توکلت به خدا باشه</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- آره !‌به خدا باشه !! ( سیگار بهمنش را روشن می کند ) این بدکردارم گرون شده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;محمدجواد تنها چوب کبریتی که توی جعبه داشت را بر می دارد&nbsp; و روشنش می کند. مورچه روی انگشتش راه می رود. چوب کبریت را روی مورچه می گیرد که بسوزاندش !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- اااااااخ ، میسوزهههههه ، میسوزه،‌میسوزه، میسوزه،میسووووزهههه</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ یا فاطمه! چیکار کردی تو توله سگ آخههههه ؟</font></div><div><br></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">سیگار از دست مرد روی سبزی ها می افتد و خودش می دود پیش محمدجواد</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">سیگار روی سبزی ها قرمز می سوزد ... فارغ از این که زرد هایشان را بسوزاند یا سبز ها را !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div>&nbsp;</div><div><font color="#ff0000" size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;<span style="white-space:pre"> </span>صافحیان</font></div><div><br></div> text/html 2018-07-06T20:04:44+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان ترس http://safehian.mihanblog.com/post/620 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;نمی دانم در مورد ترس چقدر ها باید صادق باشم ؟</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمی دانم چقدر ها با خودمان و یا با یکدیگر در این مورد صادقیم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما می دانم انسان های ترسو فرار می کنند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می دانم انسان های ترسو خودشان را می کشند تا از مسئله ای بگریزند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و می دانم انسان های ترسو همه جا هستند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و البته که می توانند تغییر کنند و ترسشان کم شود و یا تبدیل به دیگر نوع موجوداتی شوند&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من خودم را ترسو می دانستم اما این لفظ را برای خودم حفظ نمی کنم ،&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">زیرا ابتدا تو به آن پی می برنی و سپس در صدد تغییر بر می آیی</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ترس من آن چیزی نبود که من آن را دوست بدارم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ترس من آنی نیست که شاید فکرش را بکنید !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من از تاریکی نمی ترسم و بلعکس به آن علاقه دارم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من از حیوانات ترسناک و دیگر چیز های ترسناک تصور شدنی نیز هراسی ندارم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما اینان تنها ترس هایی هستند اشتباه !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- که البته دوست داشتنشان نیز به گونه ای ترس است برای من -</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ترس من از روزی ست که من بگریزم ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">یادم می آید یک روز به دوستی بسیار عزیز گفتم :</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">" از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی / بگزین ره سلامت ! ترک ره بلا کن !"</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">او ز من نگریخت و به من نزدیک تر نیز شد ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی این را چطور ببینم ؟ خوشبختی و یا ترسناک ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من ترسناک بودم ؟ یا نزدیک شدن کسی به منِ ترسناک، ترسناک است ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آنچه را دارم بیان می کنم به وضوح برایش جواب دارم !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما چیزی که می خواهم پاسخی برای آن نیست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من خود شجاعت را می خواهم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به راستی که من شجاعت را نیز همانند عشق نمی توانم به تعریف محدود کنم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ایشان را باید حس کرد و فهمید! مثل آن چیزی که ریاضی دانان مجموعه می نامندش.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">خودکشی یکی از راه هاست برای فرار از ترس هایمان !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته نمی خواهم این موضوع را با نوع دیگر آن که بسیار شجاعانه می دانمش اشتباه برداشت کرد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی به هر حال وقتی خودکشی راهی برای گریز از مسئولیت باشد چیزی جز ترسو بودن نیست !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من گاهی دلم می خواهد گوشه ای بنشینم و ز غوغای جهان فارغ باشم...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این نیز گاه به گونه ای ترس است ! از آنچه که شاید بکنم و عواقبش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما باید دید، روبه رو شد ، کرد، رفت ، فروخت ، خرید ، برداشت، زد و هزاران فعل دیگر&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که انسانی را بسازد که بتواند بگوید "زندگی" کرده است !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته همین ابتدا که در مورد زندگی گفتم باید این را مشخص کنم که این صرفا موضع من نسبت به زندگی ست&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما زندگی دارد باااار مسئولیت مرد شدن و بزرگ شدن را بر دوشم می گذارد که مرا می ترساند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">زندگی در تهران ترسناک است و من مدتی ست به شدت می ترسم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما آن را شناخته ام و دارم رو به روی آن می ایستم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روبه روی هر آنچه امکان پیش آمدن دارد و مرا ترسانده</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من روزی نخواهم ترسید ... و آن را همینجا اعلام می کنم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به امید شادی ها و شجاعت ها و عشق ها برای تمام مردم سرزمینم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که این روز ها خیلی فکر می کنم به شجاعتشان برای زندگی ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">برای ماندن ! و زندگی کردن ... شجاعانه زندگی کردن !</font></div><div><br></div> text/html 2018-07-06T20:03:45+01:00 safehian.mihanblog.com رفیق شماره ی ۱۱۱۱ 179 http://safehian.mihanblog.com/post/621 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; به پایان امد یه جلد دیگه از دفتر و حکایت هم چنان پا بر جاست !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">یکمی دیگه راه میوفتم سمت تابستون سمت راحتی و فراغت از درس ولی راستشو بخوای اصن نمیدونم این چیزیه که میخوام یا نه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمیدونم این تابستون که برگردم خونه روبروی آینه با چه کسی مواجه میشم...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">قطعا فک میکنم به تابستون پیش ک تنها ترین عاشق روی زمین بودم و تنها ی دوست از دنیا برام مونده بود</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ادم تابستون امسال قوی تره شاید بهره بردن از ضعف احساسات این قدرتو بهم داده ولی نمیتونم بگم ناراضی ام !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">امشب به این فک میکنم شاید و یه شاید خیلی محتمل اخرین باری باشه که این دو تا هم اتاقی رو میبینم توی عمرم و دفتر قصه شون تو زندگیم با این پایان باز ،بسته میشه!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمیگم دلم براشون تنگ میشه چون دل تنگی مال من نیس ولی به یادشون خواهم بود...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دارن همه جمع میکنن وسیله هاشونو اینور و اونور میرن&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">رفتم تو حیاط، اولین بار بود جا کفشی انقدددددد زیاد خالی بود تقریبا هیشکی نیس اینجا ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">شبیه قسمت اخر فیلماس&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">احساس میکنم حتی شاید برای ی دنیای موازی دیگه این ی فیلمه که دارن تماشا میکنن !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دلم برای نور ماه که از بالای خونه ی همسایه می تابید و تا ساعت نیمه شب حرف زدنا با تلفن و قصه و بحث فلسفی،یا دعوای دخترا با دوس پسراشون و پشت پنجره فال گوش ایستادن :))))))</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">یا کیک پختن و مسخره بازیاش تنگ میشه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">کات !</font></div> text/html 2018-06-30T21:13:43+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان او کیست ؟ http://safehian.mihanblog.com/post/619 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><span style="color: rgb(33, 37, 41); text-align: justify; word-spacing: 1px;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">کسی که کیفیتی برای خدا قائل شد یگانگی او را انکار کرده و آن کس که همانندی برای او قرارداد به حقیقت خدا نرسیده است. کسی که خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید. آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد، خدا را بی نیاز ندانسته است. هرچه که ذاتش شناخته شده باشد آفریده است و آنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است. سازنده ای غیر محتاج به ابزار، اندازه گیرنده ای بی نیاز از فکر و اندیشه و بی نیاز از یاری دیگران است. با زمانها همراه نبوده و از ابزار و وسائل کمک نگرفته است. هستی او برتر از زمان و وجود او برنیستی مقدم است و از ازلیت او را آغازی نیست.&nbsp;</font></span></div><div><span style="color: rgb(33, 37, 41); text-align: justify; word-spacing: 1px;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" style="" size="4">&nbsp;( حضرت امیر ، نهج ابلاغه)</font></span></div><div><span style="color: rgb(33, 37, 41); text-align: justify; word-spacing: 1px;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" style="" size="4"><br></font></span></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;مگر می شود از حضرت امیر خواند و متعجب نشد ! مگر از محمد می شود ؟ از سجاد ؟ از حسین ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">از ابتدا اینان برای من ائمه و شخصیت هایی بوده اند بس والا و فرا زمینی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این در کنار جلوه ی خوبی که داشت ، مرا از ایشان دور نگاه می داشت ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما روزگاری ست که خدایم را نزدیک تر یافته ام و در همین روزگار فرستادگانش را نیز چون دیگر انسان ها</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته با تمایزاتی که الآن مجال پرداختن به آن ندارم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر متفکرانه خدا را توصیف کرده است علی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر همانی توصیف کرده که می توان چشید ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">زیباست برایم زندگی در کنار چنین خدایی</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما کاش این را بتوانم در زندگی ، زندگی کنم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و وقتی کودکی سر چهار راه شیشه ماشینم را تمیز کرد&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">با نداشتن پولم نقد به دروغ او را از خود نرانم .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روزگاری ست که مرز میان خوبی و بدی را نمی توانم روشن ببینم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میان ظالم و مظلوم ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">همه چیز به هم نزدیک اند و من خودم را نیز در این میان درست نمی شناسم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما تنها راهی که دنبال میکنم " حال خووووب " است که می دانم به فطرت نزدیک است ،&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که می دانم شاید تنها چراغ است این روز ها ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">شما چقدر با فطرت خود صحبت داشته اید ؟&nbsp;</font></div><div><br></div> text/html 2018-06-25T21:05:36+01:00 safehian.mihanblog.com امیررضا صافحیان امید http://safehian.mihanblog.com/post/618 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; با این که خیلی خیلی دورم از فوتبال و اصلا از ورزش !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که البته چیز خوبی هم نیست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بازی امشب ایران-پرتغال برایم بسیار تا بسیار زیبا بود و دیدنی ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این تساوی شیرین !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بسیار امید بخش در این روز ها که امیدی نیست به هیچ&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به زندگی</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به روزگار و تغییرات&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و به هیچ امید داریم ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما همچنان آن خطرناکی که ما را به ادامه مجبور می کند همین " امید " است&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که خوب یا بد در ما هست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دردا و دردا ...</font></div>