.:: یـــازْدَهُ یـــازْدَهْ دَقِـیــقِهْ ::. سلام امیررضا صافحیان هستم متولد فروردین ماه 1377 در نیشابور. و مشغول به خواندن علوم کامپیوتر در شهید بهشتی تهران که به همراه ' رفیق شماره ۱۱۱۱ ' این وبلاگ را می نویسیم ! بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم ! "حضرت سخن-سعدی-" ------------------------ آنچـہ بر ما مے گذرد را در این وبگاه ببینید... .:.:راستے صفحـہ هاے قبل رو هم چڪ ڪنیــــــــــد :.:. ------------------------ در گوشہ ای از تخت،مچالـہ تنهایـے و اشعار معـــاصـر نیمــــا و فــروغ و بهــبهــانے هی گریہ بہ حالِ حالِ حاضِر ! #صافحیان ------------------------- صرفا برای احتیاط : استفادہ از اشعار و ترانـہ ها تنها باذكر منبع و اجازہ ے مولف آزاد است! ------------------------ http://safehian.ir 2019-06-17T14:11:34+01:00 text/html 2019-06-03T19:34:24+01:00 safehian.ir رفیق شماره ی ۱۱۱۱ 197 http://safehian.ir/post/643 واقعا مهم نیس که چقدر زمان لازم باشه و چقدر طول بکشه تا بیام و دست و دلم به نوشتن بره،ولی باید این زمان بگذره حتی اگر لازم باشه تا صبر کنم و ستایشنامه ی پاییز 98 رو تو پاییز 99 بذارم :))<div>وقتی که وقتش نباشه و ارامشی برای نوشتن نباشه نمینویسم،حتی اگر ازم دلخور بشن،حتی شما دوست عزیز :))</div><div><br></div><div>امروز اما بعد از سپری کردن یک روز در اتاق تحریرم و برگشتن به استیت روانی لازم میتوم بنویسم</div><div>میتونم تمام حس های بی نظیری که در کنار کتاب خونه م داشتم به یاد بیارم و کتابامو ورق بزنم و ببینم چقدر خوشبخت بودم که چنین کتابایی خوندم و با چنین ادمایی اشنا شدم که بهم این کتاب هارو هدیه دادن...</div><div>اینکه امروز بالاخره&nbsp; بعد از مدت ها با خیال راحت گوشیم رو برای چن ساعت خاموش کردم و "me time " داشتم&nbsp;</div><div>به همه پیشنهاد میدم تو دو تا سایت عضو شید: www.goodreads.com&nbsp; و www.imdb.com</div><div><br></div><div>همیشه از لذت های زندگیم ،داشتن لیست از کتاب هایی که میخونم و فیلمایی که میبینم و کارایی که میکنم بوده و هست.</div><div>شاید هدف های بزرگترم یه زندگی شبیه زندگی مسوود باشه ،همه چی روی نظم و برنامه ،اونوقته که میتونم مطمئن باشم دارم مفید زندگی میکنم. :))</div><div><br></div><div><br></div><div>بالاخره بهار دلکش سخت هم داره میرسه به تابستون دلبر!</div><div>برای من این وقت سال و این حسِ هوایِ تابستونیِ پرستاره ی&nbsp;ِ تمیز که هر چندوقت یه بار صدای یه ماشین سکوت شب رو میشکنه و میشه با کتابی که تو دستته به هزار و یک قصه ای که ماشینی که رد شد ممکنه داشتخ باشه فک کنی و بعد هندزفری بذاری تو گوشت و چشاتو بدوزی به اون دوووووووردستا...</div><div>و فک کنی که شاید یه نیمه شبی مثل این جمشید بیاد بگه:" بریم شمال رو شیشه بارون بزنه؟"&nbsp;</div><div>بی معطلی بار بندیل برداریم و تو دل شب نا پدید بشیم...</div><div>یا شاید اون تهِ تهِ تهِ راه که جاده پیچید تصمیم بگیریم نپیچیم...</div><div>بیا یه بار با دره هم مسیر بشیم&nbsp;</div><div>شاید این بار بهتر بود کسی چه میدونه ...&nbsp;</div><div><br></div><div>" cigarettes after sex:K&nbsp; playing in the background"</div><div><br></div><div><br></div> text/html 2019-05-17T20:31:16+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان من زنده‌ام http://safehian.ir/post/642 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">" من آن‌قدر که از بزرگ شدن می‌ترسیدم ترسناک نبود "</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بزرگ شدن اتفاقی یک‌شبه نیست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آدم آنقدر آرام بزرگ می‌شود که هرگز نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد، مگر با مرگ !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دارم بزرگ می‌شوم ... این احساس را با گذر هر ثانیه بیشتر در خودم احساس می‌کنم.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دیگر آن آخر شب های عاشقی و آن اتفاقاتی که اولویت بودند را در زندگی ندارم،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین فکری که دغدغه‌ام بوده نمره های دانشگاه برای هدف اپلای و درآمد بیشتر در آخر ماه برای رفاه زندگی‌ست.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">جالب نیست ؟ آن کودک که شعر می‌گفت و از تعریف دیگران کیفور بود امروز به دیگران پول قرض می‌دهد و قرض می‌گیرد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چه بر سر من آمده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من کجا زندگی به دام افتاده‌ام که نمی‌توانم خودم را برهانم ؟ برهانم از این مهم ها ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">راستش را می‌خواهید ؟ خودم هم بدم نیامده :) برای اولین بار کمی از بزرگ شدن کم‌تر ترسیده ام&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">وقتی که خواهرم مقوایی برای کارش می‌خواست و من گشتم تا آن را از میدان تجریش بخرم و تنها به این فکر کردم که شاید بیشتر هم بخرم که اگر رویش نشده بگوید کم نیاید.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">وقتی زولبیا بامیه خانه را در ماه رمضان من می‌خرم&nbsp; و می‌آورم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مثل اولین روز دانشگاه یا مثل اولین روز کاری‌ام این اتفاقات هم برایم تازگی دارند و شیرینی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما همین کار‌ها اگر مدام تکرار شوند دیگر نه این لذت ها را دارند و نه آن ترس سابق را از بزرگ شدن .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما بزرگ می‌شویم و زمان هرگز برای ما صبر نمی‌کند.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها در تلاشم کتاب بخوانم و در سایت</font><font size="4"><font face="georgia, times new roman, times, serif" style=""> "&nbsp;</font><font color="#663300"><b style=""><i style=""><a href="https://www.goodreads.com/safeamiiir" target="_blank" title="GoodReads" style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" color="#663300">گود‌ریدز</font></a><font face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp;</font></i></b></font><font face="georgia, times new roman, times, serif" style="">"</font></font><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"> هم آن‌ها را ثبت می‌کنم و این نظمی به فکرم می‌دهد که بدانم چه‌ها خوانده‌ام و چه‌ها مانده است.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من سیگار نمی‌کشم و دلم می‌خواهد زیاد زندگی کنم،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من به آینده فکر می‌کنم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دارم بزرگ می‌شوم وحالا دیگر از بزرگ شدن نمی‌هراسم، از این که هراسی از بزرگ‌شدن ندارم می‌ترسم :)</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من همیشه ترسو بوده‌ام.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و پشت ترس‌هایم قائم می‌شدم، اما از این که این روز ها با مردم بحث می‌کنم و کمتر دهانم خشک می‌شود،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">از این که حتی به برخورد فیزیکی با آدم ها نزدیک می‌شوم و دیگر نمی‌ترسم، می‌ترسم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز به روز آنقدر عوض می‌شویم که خود دیروزم را نمی‌شناسم.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی تنها یک حس در من مسیری که در آن هستم را تصدیق می‌کند.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آن حس همان احساس شعف و انتظار برای فردایی‌ست که معنای زندگی‌ام را کامل می‌کند.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در توصیفی واقعی ولی عاشقانه آن حس را مدیون کسی هستم که روز و شبم را روشن می‌کند،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و مدیون خودم که ابتدا اینچنین هم‌راهی برگزیده و دوم این‌که در میان تمام نا‌امیدی ها به فردا فکر می‌کند و یقین دارد که&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">فردا را " درست می‌کند "، و هیچ‌گاه در انتظار منجی که بیاید و فردا را روشن کند نمی‌نشیند !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">فردا تاریک است اگر روشنش نکنیم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من به سوی فردا می‌تازم و شب ها بهترین زمان برای پیشی گرفتن از هم‌عصر‌هایم است</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">قرمزی چشمان و خواب‌آلودگی شدید، همان احساس حرکتی‌ست که از آن حرف می‌زنم،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این که شب‌ها تلاشی برای خواب نکنی و از خستگی بیهوش شوی،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">سر درد‌های مدام و خستگی های جسمی،</font></div><div style="text-align: right;"><font face="georgia, times new roman, times, serif"><font size="4" style="">یعنی</font><font color="#33cc00" style="" size="5"> <span style="white-space:pre"> </span><u>" من&nbsp; زنده ام "</u></font></font></div> text/html 2019-03-06T19:03:40+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان پیری http://safehian.ir/post/640 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چیزی تا شروع سال جدید نمانده و من مانده‌ام و سال‌های گذشته که گویا امروز دست بر گلوی من انداخته‌اند و از من پاسخی برای گذشته‌ها می‌خواهند !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که روز‌هایت را چطور گذرانده‌ای ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من از پاسخ می‌مانم... روزهایی که گذشت، شاید اولین بار در زندگی‌ام باشد که افسوس گذشتن را برایم به یادگار گذاشته است.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز‌هایی که اگر بازگردم شاید به شیوهٔ دیگری با آن ها برخورد کنم.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حال آن روز‌ها دیگر باز نخواهند گشت اما من باید آگاه باشم به امروزی که اگر چون گذشته برخورد کنم، همین افسوس را سال ها بعد خواهم داشت.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نزدیک به سال جدید و در روز تولد آدم به فکر فرو می‌رود و به تمام ثانیه هایی که هیچ‌گاه بازگشتی برایشان نیست می‌اندیشد !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این اهمیت زمان را هیچ کودک دبستانی در هیچ کجای جهان درک نخواهد کرد، من نمی‌خواهم بزرگ شوم ! نمی‌خواهم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">با این حال زمان می‌گذرد و من را پیر‌تر می‌کند! امروز جوانی ۲۱ ساله و کمی بعد، فردا جوانی ۴۲ ساله خواهم بود.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">غم گذشتن هیچ گاه کم نمی‌شود.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما پیر شده ایم و آیندگان از ما زود‌تر پیر خواهند شد!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در میان این گذشت سریع... تنها لذت مسیر برای آدم می‌ماند!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آن لحظاتی که کسی هست که با او بخندی و زمان را سوار شوی و آن گونه سپری کنی که دوست داری !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دو سال پیش که به زندگی خوابگاهی - بخوانید زندگی مستقل - رسیدم، هیچ از راه و رسم آن نمی‌دانستم و ترس داشتم از هر قدم که «من» مسئول آن قدم‌ها بودم ! هیچ گاه انقدر مسئول نبوده ام در زندگی ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حال که از آن سال ها می‌گذرد، می‌بینم که به «مسئولیت» عادت کرده ام و نه آن ترس سابق هست نه آن ابهام مدام !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">امروز من تصمیم می‌گیرم که چه بخرم و چه کنم و زمانم را چطور سپری کنم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">همچنان ترسی در وجودم هست که آن افسوس ها تکرار شود اما این بار مصمم‌ترم بر درستیِ هر قدمی که بر‌میدارم.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نزدیکیم به نوروز،‌به روز نو ! بشنوید مرضیه را ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <audio controls="">&nbsp; <source src="horse.ogg" type="audio/ogg">&nbsp; <source src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostMusix/jashnEgolha.mp3" type="audio/mpeg">Your browser does not support the audio element.</audio> text/html 2019-02-08T08:43:45+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان سوگ سبز http://safehian.ir/post/639 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آن اتفاقی که برای همه می‌افتد ! " مرگ "&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مردن آن ناگریز اتفاقی‌ست که همیشه بوده و هست...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نزدیک‌ترین هایی که از من مرده اند دوستانم‌ اند - اگر نزدیکی را به نسبت های فامیلی محدود نبینیم - اولین رفیقی که از دست دادم به همه‌مان گفت برایش نگرییم . سپید بپوشیم و سر خاکش آوای شهناز تن ها را بلرزاند... نه آیاتی که سوگند می‌خورم اگر نگوییم همه، نیمی از حضار هیچ از آن نخواهند فهمید</font><span style="font-family: georgia, &quot;times new roman&quot;, times, serif; font-size: large;">&nbsp;!</span></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چند روز قبل عموی مادرم را از دست دادیم، اتفاقی‌ست غمگین ! از دست دادن‌ها همیشه سخت و غمگین کننده استند!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما آن چیزی که مهم‌تر جلوه می‌کند نگاهی‌ست که هرکس به از دست دادن دارد،</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من وقتی کسی را از دست می‌دهم ابتدا غمگین می‌شوم و سپس می‌اندیشم به روز‌های خوبی که بود... اما در نهایت تمام تلاشم را می‌کنم که هیچ‌گاه غمی نخورم بر‌این سوگ، که آه چه روز‌هایی را که می‌شد با او باشم و در کنار او، اما نبودم ! این رفتار را ظلم می‌بینم به خودم و به او !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">غم، آن دردناک اتفاقی‌ست که برای همه می‌افتد اما تاکید من بروی اتفاق بودن آن است تا غمگین بودنش !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مرگ آن رهایی و آزادی‌ست از غم هایی که این روز ها بر این سرزمین سایه انداخته ... من به پیشواز مرگ نمی‌روم و اگر بین مرگ و زندگی از من انتخاب بخواهند من زندگی را می‌گزینم ! ولی از مرگ هراسم نیست در عینی که به آن مشتاق نیستم ... چون ناتمام کار‌های بسیاری در من است که پیش از پایانشان اگر به انتها برسم ناکام می‌مانم و پس از آن ها مرگ من را آرامشی‌ست ابدی ! حال فارغ از نگاه های آخرت‌باورانه و یا ناباور‌انه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در میان مرگ و زندگی مهم سبز بودن و آزادگی آدم هاست که همیشه حفظ شود !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روحی آزاد و سبز و رها ...</font></div><div><br></div> text/html 2018-11-14T13:28:37+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان نا'مردان' http://safehian.ir/post/638 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;زن بودن سخت ترین کار در ایران است ...</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">از صبح با نگاه های مختلف دیده شدن،‌ محدودیت‌های مختلف در روز‌های مختلف و بسیار بسیار بسیار‌های دیگر که می‌دانید و من با تکرارشان حالتان را "سرد" نمی کنم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اولین بار پس از "هیس دختر‌ها فریاد نمی‌زنند" بغض کردم و در پایان خیس خیس گریه کردم...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">گریستم به حال خودم! به حال سر زمینم و به حال و روزی که برای زنان در این کشور درست کرده‌ایم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته که این اتفاقات تنها محدود به ایران نیست ! ولی درد و بغضی که گاهی به عنوان یک مرد -‌از نظر جنسیت‌- من را گرفتار می‌کند حداقل هاست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در فیلم "عرق سرد" یک زن ! حتی نمی‌تواند بدون اجازه همسر خود به سفر برود ... نمی‌تواند از همسرش جدا بشود!!!!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمی‌تواند هایی که هرکدام از ما اگر بیندیشیم می‌بینیم ابتدایی ترین و ابتدایی ترین حقی‌ست که به عنوان انسان چه مرد و چه زن دارند!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من نه حقوق دانم و نه وکیل و قاضی ... ولی من انسانم! یک روز بزرگی به من گفت آدم‌ها قانون را خود برای قانون شکنی‌های خود ترتیب می‌دهند و من آن را روز‌ها و سال هاست که فکر می‌کنم و روز به روز بیشتر آن را احساس می‌کنم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">وقتی حداقل‌ها برای یک جنسیت! یک قومیت! یک "انسان(!!!!)" زیر پای گذاشته می‌شود ... نای نفسی برای آدم می‌ماند؟ رویی برای آدم می‌ماند برای هم‌دردی با ایشان؟ و البته من خواهر دارم و مادر! و البته شما خواهر دارید و مادر... نمی‌خواهم به این استدلال روحانیون روی آورم که - فک کن خواهر(مادر) خودت باشه ... - ولی آیا این تصمیمات اگر برای خود شما گرفته شود؟ فریاد نمی‌زنید که آاااااای من هم آدمم و آزادی می‌خواهم؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">فریاد نمی‌زنید که چه فرقییییی میان من و زن من است؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چرا اجازه من دست همسر من استتتتت؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته که این نبرد میان دو جنسیت تمامی ندارد... و البته این عشق و کششی که هست...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">وای و صد وای بر ما نا'مردان' بر مایی که برای خود نمی‌پسندیم و برای جنسیت دیگر چرا...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این برخورد‌ها البته بی واکنش نمانده و این روز‌ها دخترانی جسور‌تر و یاغی‌تر را گاه در جامعه می‌بینم که می‌خواهند 'مردصفت' بار آیند که این افتخاری دوچندان است برای مایی که این بذر عقده را در دل‌هایشان گذاشتیم...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چه آن روز که به دخترانمان گفتیم لاک قرمز نزنند... چه آن روز که گفتیم هیسسس! عه دختر که بحث نمی‌کند!&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دردا دردا دردا....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و در پایان این رباعی را سرد شدم :&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp;تو شعری و مفهوم سرودن هستی</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp;از روز ازل مــظهر بودن هستی&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp;آزادی‌تـــان چقــــدر باشد خانم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp;البتـه که آزاد به مــردن هســـتی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span style="white-space:pre"> </span>&nbsp;&nbsp;<span style="white-space:pre"> <font color="#ff0000" style="background-color: rgb(255, 255, 255);"> </font></span><font color="#ff0000" style="background-color: rgb(255, 255, 255);">"صافحیان"</font></font></div> text/html 2018-10-24T19:00:51+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان بازم امون از پاییز http://safehian.ir/post/636 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;امروز اولین حقوق رسمی خودم را دریافت کردم!</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">برایم همیشه استقلال داشتن و بزرگ شدن فرآیند جالبی بوده ولی مورد علاقه نه !!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما چه راه حلی ست برای این اتفاقی طبیعی ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حس و حال عجیبی دارد این روز های پاییزی ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">از طرفی نگاه به آینده و نگاه به گذشته و نگاه به اتفاقاتی که در جریان است</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مدتی ست تفکراتم بدون تغییر مانده و حرف هایم تکراری شده که این به شدت نگرانم می کند !!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و مدت زیادی ست کتاب نخوانده ام آن گونه که راضی کننده باشد، و این خود خود خود فاجعه است !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من بسیار کتاب خوان نبوده ام هیچ گاه! ولی آن چه نگاه من را تغییر می داد به هر چیزی کتاب بوده و بس !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و آن کسی که کتاب را بسیار در زندگی اش جاری کرده فیلم نیز دو چندان برایش شیرینی دارد ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">البته که تفکر چیزی ست که باید در نهایت به آن رو آوریم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها حس و حال غریبی ست ... غریب و نه غمین !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مدت زیادی می گذرد از خودکشی دوستم محمد، یکی از دلایلی که اینجا در این مورد می نویسم این است که کمتر کسی وبلاگ من را می خواند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و این ها را خودم در آینده خواهم خواند و به این روز هایی که گذشته فکر خواهم کرد...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به محمد فکر خواهم کرد که دیگر در موردش حس خاصی ندارم ! و این روز ها داشتم ... احساس عجیبی در مورد زندگی کردن و مردن !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این که چقدر برای دیگران نبودن ما می تواند سخت باشد !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر شوکه کننده باشد و به دور از انتظار و غیر قابل باور!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر می تواند دیگران را ساعت ها خیره کند به گوشه ای و آن ها را به فکر وادارد ... به فکر ... به فکر !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمی دانم چطور می شود که کسی فکر خودکشی را نداشته باشد، یا به آن اقدام نکرده باشد</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حتما بسیاری آدم ها به آن فکر می کنند ... اما این که انجامش بدهیم صحبت دیگری ست که زمانی دیگر می طلبد .</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حال و روزی ست این پاییز هاااااا ....&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">راستی ؟ اگر مرده ها می توانند وبلاگ بخوانند : دلم برای تو سعید،‌ و تو ممد، تنگ شده ! نه خیلی تنگ ها ! اما به دیدار دوباره تان مشتاقم ! مرگ خوش :))</font></div><div><br></div> text/html 2018-10-12T19:08:22+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان که باشی .... http://safehian.ir/post/635 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;ما که نشسته بودیم داشتیم هیچ کاری نمی کردیم که یهو خواهر میاد پیشم و میگه چیکاااار می کنی ؟</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من به این فکر می کنم که چیکار می کنم ؟ سوال بسیار سختی که جواب خیلی سخت تری هم داره !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به این فکر می کنم که دو سال از زندگیم در دانشگاه و فضا های خیلی بزرگونه داره میگذره و من دارم چی کار میکنم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">همیشه به روز های دانشجویی فک می کردم و به روز هایی که اتم ها رو بشکافم و کشف کنم و پیدا کنم و زندگیو رو به جلو به سرعت حرکت و جهان رو به جایی بهتر تبدیل کنم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما دوباره به این سوال می رسیم که دارم چی کار می کنم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در حقیقت دارم روز ها رو سپری می کنم ... این مهم رو نباید فراموش کرد که هرچه روز ها رو بیشتر به بطالت بگذرونی کمتر یادت میاد که داری چیکار می کنی ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما به محض این که روز هات رو دقیق و پر کار بگذرونی فک می کنی که حیف نبود وقتم رو برای این به کار بردم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آیا امروز نسبت به دیروز رشد بیشتری داشتم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و کلی از این سوالات که ذهن رو قلقلک میده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما من یک هفته پیش از روز هام خیلی خیلی خیلی راضی بودم ! از این که شاغلم و از این که با این حال نوزده واحد برداشتم و دارم خودکشی میکنم با درس های زیاد و کار ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما امروز به این فکر می کنم که سال دیگه که میشه سال آخر تحصیلم چیکاره ام ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میخوام کنکور ارشد بدم یا اپلای کنم برای تحصیل و برم خارج از کشور ؟ انتخاب خیلی سختیه ... خیلی خیلی سخت !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">الاآن اصلا دلم نمی خواد مدت ها خانواده و دوستامو نبینم و برم خارج ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">خیلی سختمه ! شاید اون طرف زندگی دیگری منتظرم باشه ! شاید اتفاقات جدید و روز ها و روز های جالب و شاید که نه - قطعا - زندگیم رو خیلی تغییر خواهد داد !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما می ترسم ... راستش خیلی می ترسم ... و دلم میخواد دوباره کوچیک بشم و برم زیر پتو قایم بشم تا مامانم بیاد و بگه که امیررضا بیا ناهار آمادس ! و من بگم الان میام و نرم تا دوباره ... سه باره&nbsp; و ده باره صدام کنه و من از این که بم توجه میشه کیف کنم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما دیگه بزرگ شدیم ! داریم روز به روز بزرگ تر میشیم و باید به روز هایی فک کنیم که تنهاییم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من از تنهایی می ترسم ... حتی از فکر به تنهایی هم می ترسم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">امشب به تنهایی ... به غربت ... به روزهایی که معلومم نیست ... به عصر جمعه ! و به عصر جمعه در غربت فکر کردم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چقدر زندگی میتونه جالب باشه ! عجیب باشه و سریع !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درسته بعضی سال ها مثل سال کنکور خودش صد ها سال در دل خودش داره و بعد از تموم شدنش هم از خاطر نمیره ! اما سال هایی هم هستن که چشم به هم نزدی میگذرن و تو نگاه می کنی میبینی چیزی به پایان نداری و همش به دستات خیره میشی که چیا با خودت آوردی از سال ها قبل و دائم ناراضی که این نیست... انقد کمه ! کمه ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به دست هام نگاه می کنم و روز هایی رو میبینم که به خودم و همین دست ها افتخار خواهم کرد! اما امروز باید با همین دست ها بنویسم و کد بزنم و دست های تو رو توشون نگه دارم که باشی ! روزهایی که تنهاییمونو با هم تقسیم کنیم و بغضمون رو و شادی مون رو .... باشی و پا به پا و دست به دست روز ها رو بگذرونیم و بخندیم !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">که باشی ....</font></div> text/html 2018-09-30T17:54:29+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان من به اندازه تمام روز های زندگی ام گریه دارم http://safehian.ir/post/634 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که وقتی قرار بود یکی برای کمک برود همه بسیج می شدیم برای کمک !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که بغض هایمان را در گروه ها حل می کردیم و در دور هم بودن و با هم حرف زدن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که سیگار را بد می دانستیم و خوب بودن خوب بود !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به هم کمک می کردیم و وقتی یکی سختی می کشید همه سختشان بود !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما که این بودیم ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما را چه شده این روز ها ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها که از هر طرفی بادی می وزد... آن هم پاییزی ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من که سبزم ! من که به زور سبز مانده ام !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پاییز آمده و من ایستاده ام در برابرش !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">تنها و بی پناه ایستاده ام و نگاهش می کنم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">او هم مرا نگاه می کند و من بغضم می شکند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پاییز را درآغوش می کشم و می بوسمش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می گویم که سال هاست دلم برایش تنگ شده</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می گویم که این دعوای قدیمی مان را باید تمامش کنیم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اما هر کار می کنم باز هم پاییز است ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم بهار می خواهد ! من دلم سبز و آبی بودن را می خواهد&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی پاییز آمده که مرا مبتلا کند&nbsp; و راه گریزم چیست ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">این روز ها که من با پاییز به گریه می نشینم مردمان هم گریه می کنند ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درد را در این روز های پایانی نیست و هر چه می گذرد تشدید و تشدید و تشدید !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و من به اندازه تمام روز های زندگی ام گریه دارم ! گریه های ناتمامی که مرا ساخته و در خود حلانده ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> text/html 2018-08-26T15:53:12+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان خانهء من کجاست ؟ http://safehian.ir/post/631 <div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif"><br></font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp; پیش نهاد : می توانید موسیقی را بر روی متن بشنوید ...</font></div><div><hr><br></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">&nbsp; &nbsp;بیشتر از تمام روز های زندگی ام در این یک سالی که به تهران آمدیم استرس کشیدم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من کودکی بودم شهرستانی که نهایت استرس ام پاره شدن توپ چهل تیکه ام بود که محکم به دیوار می کوبمش ! چون بعد از آن حتما مادر دعوایم می کرد.</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی بزرگ شدم ماجرا از توپ بزرگ تر شد اما دغدغه هایم نه آنقدر ها بزرگ ! می توانستم برای نمره هایم استرس بکشم اما هیچ گاه فکر نمی کردم در شهر بزرگ آدم چقدر می تواند تنها باشد !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">از من می پرسیدند - پیشتر ها - که زندگی را چطور دوست داری ؟ تنها به گوشه ای یا در شلوغی و شهری بزرگ؟&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">می توانید پاسخم را حدس بزنید و من را مردی با کیف چرمی در دست با کت و شلوار اتو کشیده که در حین حرکت صدای جیرک جیرک کفشش با زمین شنیده می شود تصور کنید !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">شاید روزگاری من هم خودم را اینگونه تصور کرده بوده باشم ! اما اینگونه بودن چیزی نیست که می خواستم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من زندگی را با طعم ماستِ چکیده طلب کرده بودم :)) شاید کمی روغن زرد یا به قول تهرانی ها « روغن کرمون شاهی » هم مزه اش را سنگین تر کند!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">در روستا ... در شهرستان ... در خلوت همه چیز آرام است و رام ... در شهر های بزرگ زندگی سخت است ... خیلی خیلی سخت!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">ولی چرا ماندگاریم در این سختگاه ؟&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی در روستا با صدای گاو های از خواب بیدار می شوی از این همه بی عدالتی به ستوه می آیی ! از این که چرا در تهران مردم با صدای ماشین ها بیدار می شوند و من باید با صدای گاو از خواب برخیزم ... و بحث امکانات بیشتر در شهر های بزرگ!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">این انسان است و تمایلات مدامی که در تو تغییر می کند ... تمایلاتی که هر کجا که باشد ! بودنش را در جایی دیگر آرزو می کند ...</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">گروس عبدالملکیان می گوید : « کدام پل در کجای جهان شکسته است ... که هیچ کس به خانه اش نمی رسد ؟ »&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من به خانه ام نمی رسم چون خانه ام را گم کرده ام ... در آرزوی شهرم وقتی در روستا هستم و در آرزوی روستا ام وقتی به شهرم !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من خودِ تناقضم !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من انسانم و این در فطرت من نهادینه شده است ...&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">من را به خنده می بینی وقتی اشک در دلم می ریزد و می گریم در اوج شادی !</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">هرچه جلو تر می روم تناقض را در زندگی به وضوح می بینم ! در پست دیگری در وبلاگ در این باب صحبت کرده بودم ...</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">دلم برای تمام روز های کودکی ام تنگ است :))‌ و منی دارم از این دل تنگی دم می زنم که هیچ گاه آرزوی بزرگ شدن نکرده بودن ...&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">وقتی انسان بزرگ می شود و به زندگی مجبور، باید ادامه دهد ... با هر آنچه سختی که در زندگی خواهد دید ... با هر آنچه بغض که در روز و شب باید قورت دهد</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">تمام این ها را گفتم که به اوج گریه خود برسم و بخندم :)) در روزگاری که با این همه درد و سختی که برای ما رقم می زند ( یا می زنیم ؟ ) باید در پس هر خنده ام سبزی دشت نهفته باشد ... و آبیِ آسمانی که در آن کبوتر ها می خوانند و گنجشک ها روی درختان لانه گزیده اند ... در خلوت شان همه را شریک می کنند و با هم به آواز می ایستند ! مهم نیست در کجای این جهانِ گرد ( یا صاف ؟ ) ایستاده ام !&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">هییییییچ چیز مهم نیست! مهم خنده های من و توست رفیق !‌در زیر همین آسمان !!!!!</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif">که آسمان در تمام دنیا ... درشهر در شهرستان در روستا در هررررر کجااااااا یکی ست ... آبی ! ( یا سبز ؟ )</font></div><div><font size="4" face="georgia, times new roman, times, serif"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="3">بشنوید صدای شجریان را روی فیلم دل شدگانِ علی حاتمی :&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <audio controls="">&nbsp; <source src="horse.ogg" type="audio/ogg">&nbsp; <source src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostMusix/delshodegaan.mp3" type="audio/mpeg">Your browser does not support the audio element.</audio> text/html 2018-08-23T22:38:55+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان کنسرت رضا یزدانی http://safehian.ir/post/630 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; مانند خواب بود در کنار رفیق به تماشای صدای رضای یزدانی نشستن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">درست همانند زمانی که می خواند « چشام بستسسسسس .... »</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در سی امین روز از امرداد یکهزار و سیصد و نود هفت به تماشای کنسرت نوستالژی رضا یزدانی نشستیم در سالن مرکز همایش های برج میلاد.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من آن شب را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد! و این را که از دست دادن یکی از وسایلم لبخند را نتوانست هرگز آن شب از روی لبانم پاک کند !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">« وقتی هستی خوب خوبم ... » و هیچ چیز هیچ وقت حالم را بد نخواهد کرد ! و « وقتی نیستی تو شب من ... قلب یادش میره پمپاژ ! »&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">به رسم همیشگی این کنسرت را نیز با شما به اشتراک گذاشته ام و می توانید آن را دانلود کنید.</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><a href="http://s8.picofile.com/file/8335315550/Nostalgia.m4a.html" target="_blank" title="nostalgia Down"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostPix/nostagia.jpg" alt="nostalgia"></a></div><div style="text-align: center;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><a href="http://s8.picofile.com/file/8335315550/Nostalgia.m4a.html" target="_blank" title="nostalgia Down"><font size="3" color="#33cc00">D O W N L O A D</font></a></div> text/html 2018-08-12T06:23:12+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان من دلم برای همه ستاره ها تنگ میشه http://safehian.ir/post/628 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;کم کم دارم برمیگردم تهران و از الآن دلم برای آسمون نیشابور تنگ میشه !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">هوا همه جا گرمه اما وقتی اینجایی گرمای هوا اذیتت نمیکنه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نمی دونم چرا توی تهران همه چیز آدم رو اذیت میکنه !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و با این حال ما تبعیدیم به زندگی در تهران برای زنده موندن و بقا</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی شاید یک روز دست دلبرو بگیرم بریم ی روستا روزگار بگذرونیم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">اون صبحا پاشه تخم مرغا رو از زیر مرغا برداره&nbsp; و منم برم سر زمین و به کارام برسم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">شبم ساعت نه بخوابیم و تا صبح برای هم از ستاره ها بگیم کنار سر و صدای آتیش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">هیزما که یکی یکی میسوزه و نور میده تا بتونیم صورت هم ببینیم</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">نه اونقد نور که ستاره ها رو گم و گور کنه ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;خودم می دونم روز دوم از این زندگی خسته میشم و باز دنبال هیجانم و برمیگردم تهران</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی برا یه مدت کوتاهم شیرینه نه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">یعنی مثلا شما وقتی از خوردن یه شکلات کوچیک خوشحال میشین چون کوچیکه نمیخورینش ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من خودم اگه خیلی کوچیک باشه منصرف میشم ! آخه باید به دل آدم بشینه ....</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم برای سادگی تنگ میشه</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">برای خیابونای نزدیک و خلوت !&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">من دلم برای همه ستاره ها تنگ میشه ...</font></div> text/html 2018-07-31T19:12:04+01:00 safehian.ir رفیق شماره ی ۱۱۱۱ 186 http://safehian.ir/post/627 <div style="text-align: center;"><font size="3">شاید دیگه تنبیه کردن خودت گاهی کافی باشه،وقتش باشه تموم کنی این تلخی رو.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">وقتی برگردی و به دفترچه ی هدف هات نکاه کنی و بپرسی چرا به هیچ کدوم از اهداف انسانیت حتی نزدیک نشدی ولی کلی فیلم دیدی و کتاب خوندی!پس فایده ی فیلم و کتابات چیه ؟؟!!!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">به خودت میگی&nbsp; رهااااا کن همه ی این سخت گیری ها رو .برگرد به خودت .تموم کن شخضیت بی حسی رو مال تو نیست .بال ها تو بردار و بپر و برو...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">نذار ادما بگیرنت و زندونت کنن.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">سایه ی هما برای ادما بسه...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">اجازه بده سایه ت تو این هرم سوزاننده ی نا مهربونی و نا امیدی و خشم و تلخی بیوفته رو سر بقیه...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">اجازه بده سایه&nbsp; ی مهربونیت&nbsp; رو سر خودت بیوفته...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">پ.ن:ما خسته ایم و مارا مجال نفس کشیدنی نیست!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">پ.ن2:ما در حال تغییریم و گذشتن و رفتن و زندگی کردن...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2">توصیه نامه:Demons,Imagine dragons</font></div> text/html 2018-07-30T13:30:35+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان ما هشتاد میلیون نفریم http://safehian.ir/post/626 <div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ زنگ زده هراسناک و هیجان زده که فلانی ! میبینی اوضاع مملکت را ؟&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- بله</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">پس چرا نشسته ای ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- چه کنم ؟ انقلاب ؟؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+‌ نه بابا! پاشو جمع کن بیا اینور !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- نمیتونم عزیز ! خانواده دارم من !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+ خانواده ات را هم بیار خب !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- نمیشه ! زیادیم ما !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">+‌چند نفرید مگه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">- هشتاد میلیون نفر !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">( از صفحه اینستاگرامی دکتر امیرحسین الله یاری که من در استوری حسین جنتی دیده ام ! )&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; مگه میشه این رو خوند و مو به تن آدم سیخ نشه ؟ یا تو چشماش اشک جمع نشه ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که به یکی از هم وطنام توهین نکردم و نگفتم نفهم و بی درد و کسی که سواد اجتماعی نداره رو یادم نمیاد !!!!!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم وسط این اوضاع بد اقتصادی همه هم میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم هرچی سر این مردم بیاد حقشونه! انتخاب خودشونه !!‌خدا سرنوشتشون رو تا خودشون نخوان عوض نمیکنه&nbsp; ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم عه عه عه آخه دلار گرون میشه چرا باید تو سیب زمینی هات رو گرون کنی ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم دیوص تر از مشاور املاکی و موبایل فروش وجود نداره ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که نگفتم این کارگرا هم بی وجدان شدن و به حق خودشون قانع نیستن ! یا همین راننده تاکسیای بی پدر مادر ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آخرین باری که ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;از خودم خجالت می کشم :)) وقتی دلم برای مردمم نمیسوزه و دقیقا داره برای خودم میسوزه و ادعای مردمم مردمم دارم!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ننگ بر من با این ادعا و این رفتار ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;آخرین باری که با دل خوش برای مردمم دعا کردم و برا خودم و برای همه مردم جهان ... و در وجودم صلح رو حس کردم همین چند لحظه پیشه ... آخرین بار شما کی بوده ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">میاین بس کنیم ؟ میاین به هم رحم کنیم و به هم لبخند بزنیم بدون این که به این فک کنیم که طرف مقابلمون که ... یا طرفمون مقابلمون که ... یا شایدم طرف مقابلمون که ... :))</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حضرت سخن سعدی میگه :&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div> <!--[if gte mso 9]><xml> <o:OfficeDocumentSettings> <o:AllowPNG/> <o:PixelsPerInch>96</o:PixelsPerInch> </o:OfficeDocumentSettings> </xml><![endif]--> <!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:EnableOpenTypeKerning/> <w:DontFlipMirrorIndents/> <w:OverrideTableStyleHps/> </w:Compatibility> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="false" DefSemiHidden="false" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="382"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="header"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footer"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of figures"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope return"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="line number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="page number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of authorities"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="macro"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toa heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Closing"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Signature"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Message Header"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Salutation"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Date"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Block Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Hyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="FollowedHyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Document Map"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Plain Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="E-mail Signature"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Top of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Bottom of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal (Web)"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Acronym"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Cite"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Code"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Definition"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Keyboard"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Preformatted"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Sample"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Typewriter"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Variable"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Table"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation subject"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="No List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Contemporary"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Elegant"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Professional"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Balloon Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Theme"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Level 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="41" Name="Plain Table 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="42" Name="Plain Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="43" Name="Plain Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="44" Name="Plain Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="45" Name="Plain Table 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="40" Name="Grid Table Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Mention"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Smart Hyperlink"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--> <style> <!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Arial; panose-1:2 11 6 4 2 2 2 2 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-536859905 -1073711037 9 0 511 0;} @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-536870145 1073786111 1 0 415 0;} @font-face {font-family:tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:auto; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} @page WordSection1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.WordSection1 {page:WordSection1;} --> </style> <!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:Calibri; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} </style> <![endif]--> <!--StartFragment--> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">شبی دود خلق آتشی برفروخت /&nbsp;</span>شنیدم که بغداد نیمی بسوخت</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">یکی شکر گفت اندران خاک و دود /&nbsp;</span>که دکان ما را گزندی نبود</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">جهاندیده‌ای گفتش ای بوالهوس /&nbsp;</span>تو را خود غم خویشتن بود و بس؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">پسندی که شهری بسوزد به نار /&nbsp;</span>اگر چه سرایت بود بر کنار؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">به جز سنگدل ناکند معده تنگ /&nbsp;</span>چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">توانگر خود آن لقمه چون می‌خورد/&nbsp;</span>چو بیند که درویش خون می‌خورد؟</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">مگو تندرست است رنجوردار/&nbsp;</span>که می‌پیچد از غصه رنجوروار</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">تنکدل چو یاران به منزل رسند /&nbsp;</span>نخسبد که واماندگان از پسند</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">دل پادشاهان شود بارکش /&nbsp;</span>چو بینند در گل خر خارکش</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">اگر در سرای سعادت کس است /&nbsp;</span>ز گفتار سعدیش حرفی بس است</font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;line-height:22.5pt; direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span lang="AR-SA" style="">همینت بسنده‌ست اگر بشنوی /&nbsp;</span>که گر خار کاری سمن ندروی</font></p> <!--EndFragment--></div> text/html 2018-07-21T05:57:04+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان کودکی مان آقا‌؟ http://safehian.ir/post/625 <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; من هیچ گاه دلم نمیخواست بزرگ شوم !</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;- این جمله را بار ها و بار ها در بحث های مختلف ممکن است از من شنیده باشید -</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ولی من واقعا دلم نمی خواهد بزرگ شوم !!</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مگر تمامی دوستانم بزرگ شدن را طلب نکردند ؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">خب مگر بزرگ نشدند ؟! چرا مطالبه من را نمی دهید آقا ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">چرا من را روز به روز بزرگ تر می کنید ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">عدد ها خیلی درشت شده اند : ۱۹ , ۲۰ , ۲۱ ؟&nbsp; آقا تمامش کنید آقا ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی که کودک بودم همیشه از بزرگ شدنی ترس داشتم که در آن پول مهم باشد و مردم برای آن هر کاری بکنند</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی که تو مسئول حل کردن خیلی چیز هایی و کنترلی بر آن ها نداری و در نهایت باید پاسخ گو باشی !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">می دانی تقصیر تو نیست ولی مجازات شوی ...&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز هایی مملو از آدم بزرگ ها و بزرگ ها و ... لعنت به هرچیزی که بزرگ می شود آقا !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">مگر وقتی کوچک بودید چه بر سرتان آمد که در بزرگی اینگونه بزرگی می کنید ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">زیبایی و انسانیت را به گوشه ای رها می کنیم و تنها بزرگ می شویم ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">"بزرگ می شی یادت میره " و من بزرگ شدم و یادم نرفت ! اما چه می شد کرد ؟&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">آنقدر سختی های بیشتر بود که دعوای مامان برای با شیشه آب خوردن از یخچال بی اهمیت جلوه کند ... - که نبود ! -</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بسیاری از سختی هایمان را با گذر زمان پاک میکنیم !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">روز ها می گذرد و هر روز زمان به جلو می کشاندمان ...</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">و آه که تنها کودکی ام را می ستایم با تمام سختی هاش&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما مردمانی بودیم که در کودکی بزرگ شدیم و میلی به بزرگ شدن نداشتیم&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ما را بگذارید در کودکی بمانیم آقا ... ما جنسمان این نیست ... می شکنیم!&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">[ گونی سیمان را به دوش می کشد و باید ده طبقه بالا تر به اوستا تحویل دهد ... و همچنان کودکیش را می طلبد ... ]</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><br></div> </div> text/html 2018-07-16T11:54:29+01:00 safehian.ir امیررضا صافحیان برآتش تو نشستیم http://safehian.ir/post/624 <div><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; در&nbsp;&nbsp;قسمتی از " طعم گیلاس " کیارستمی :&nbsp;</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">«ناراحتی همه جور کشیده بودم، آخرش اونقدر ناراحت شده بودم که گفتم خودمو راحت کنم از این ناراحتی بابا چه خبره! صبح بود، تاریکی بود، پاشدم طناب برداشتم، انداختم پشت ماشین. برم قال قضیه را بکَنَم. برم خود کشی بکنیم!&nbsp;</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">رفتم آقا نزدیک خونه ما توتستان بود. طناب انداختم گیر نکرد…رفتم بالا طنابُ گیر دادم. یه چیز نرمی به دستم خورد. توت بود…آفتاب از بالای کوه زده بود. چه آفتابی! چه سبزه زاری! صدای بچه ها بود. گفتن درختُ تکان بده. دادم توت می‌خوردن. منم خوردم. آمدم خونه به زنم هم توت دادم. آقا یه توت منو نجات داد!…</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">تو دَم صبح طلوع آفتابُ نمی خوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتابُ؟ موقع غروب دیگه نمی‌خوای ببینی؟ نمی‌خوای این ستاره ها را ببینی؟ شب مهتاب اون وقت قرص کامل ماه، دیگه نمی‌خوای ببینی؟ آب چشمهٔ خنک نمی‌خوای بخوری؟ دست و صورتِتُ با اون چشمه بشوری؟از مزه ی گیلاس می‌خوای بگذری؟ نگذر! من می‌گم رفیقتم نگذر!»</font></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0.7em 0px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: top; caret-color: rgb(57, 57, 57); text-size-adjust: auto;"><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></p></div><div><hr></div> <font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;" ندانمت به حقیقت ... که در جهان به چه مانی&nbsp;</font><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی ... "&nbsp;</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">( تمام ابیات آتی و این بیت از خداوندگار سخن - سعدی - ست )</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;روز های خوبی نداشتم و بغض ها و بغض های بسیار !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">در کشاش این جهان و چیستی من ... و کجابودنم در این کشور ؟ در این جهان ؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;" تو پرده پیش گرفتی و زشتیاق جهانت !</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ز پرده ها بدر افتاد راز های نهانی ... "</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;جوابم کجاست ؟ پیچیدگیش کجاست ؟؟؟؟</font></div><div><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">حضرت امیر می فرماید :&nbsp; "&nbsp;<span style="text-align: justify; ">هیچ چیز را ندیدم مگر آنکه خدا را هم با او دیدم</span><span style="text-align: justify; ">&nbsp; ! "</span></font></div><div><span style="text-align: justify; "><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></span></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;شاید پاسخی نیابیم در تمام این فکر های پیچیده و راه های بی پایان ولی چه پاسخیم لازم می آید در میان این همه " او "</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">عذابش از روی دوستی&nbsp;</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">دوریش از فرط نزدیکی</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">ناپیدا بودنش از عمق حضورش !</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;پس مرا چه غم بر این زندگی و چه اخم بر رخسار ؟</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;سخن کوتاه میکنم که باید چشید ... که باید دید ! روزها را ... تا کمی درک کرد ... تنها شاید کمی ...</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><hr><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;کلام آخر :&nbsp; &nbsp; &nbsp;" بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد !&nbsp;</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><span style="white-space:pre"> </span>&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی ... "</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><hr></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4">بشنوید قسمتی از این دیالوگ ها را و فیلم " طعم گیلاس " را -به هیچ وجه-&nbsp; از دست ندهید :</font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style=""><font face="georgia, times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: justify;"></div> </div><audio controls="">&nbsp; <source src="horse.ogg" type="audio/ogg">&nbsp; <source src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/414/1241324/PostMusix/TatseOfCherry.mp3" type="audio/mpeg">Your browser does not support the audio element.</audio>