تبلیغات
.:: یـــازْدَهُ یـــازْدَهْ دَقِـیــقِهْ ::. - مطالب امیررضا صافحیان

.:: یـــازْدَهُ یـــازْدَهْ دَقِـیــقِهْ ::.

آخرین خیابون

و یک ترانه که در امتحانات متولد شده است...

  :

باید منو از این به بعد فقط خیابون ببینی

تو پیروزی یا انقلاب،ی مرد داغون ببینی

مثله یه سرو سر به زیر که از کمر شکستنش

مثله یه چارشنبه سوری میون بارون ببینی

                     ***
دلم هوای هیشکی رو تو این روزا نمیکنه

یه باغبونِ خسته تو دلِ کویرِ کرمونه

گون میکاره اونجا و خاک،به خاک بند نمیشه

دلش تویِ باغچه یِ یک متریهِ توی شمرونه ِ

                    ***

دلم فقط گریه میخواد کنار دود و پنجره

یه روز کنار آب و آسمون و رود و  پنجره

فقط به تو فکرنکنم هرچی میخواد بشه، بشه

چشام بره روی دو نخ سیگارو عود و پنجره

                     ***
آی پادم خاموش میشه میخوام یکم آروم بشم

پرده ها رو می کشم  تاریک  بشه  تموم بشم

گوشیمم خاموش شد از همون یکی دو سالِ پیش

شاید اینار با یِه تیغ صادراتی وارد حموم بشم...



                                                                       "صافحیان"



  • یه حرفایی به من() 
  • و اکثرهم لایعلمون


    -این جمعیت نمیخواد فک کنه!

    نمیدونه چیکار میکنه!؟

    این جمله رو یک نویسنده ی بزرگ با خشم، مطرح کرد!

    خوب!؟نظرت چیه!؟به این دیوونه های بی عقل فیلمو نشون بدیم؟

    -ای کاش میشد...آخه چجوری؟میشه نشون بدیم؟

    -بههههه هااااااهه هه....می بینم که تو هم نمیخوای باور کنی که اینا همه عقلشون به چشمشونه!

    سینما پارادیزو نویسنده و کارگران:جوزپه تورناتوره،برنده اسکار1998


    وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اَللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ(116/انعام)

    ترجمه: اگر از بیش‏تر مردم روى زمین پیروى كنى، تو را از راه (درست) خدا گمراه مى‏كنند زیرا آن‏ها تنها از گمان پیروى مى‏كنند و تخمین و حدس (واهى) مى‏زنند.


    زمانی که یعقوب لیث شکست خورد وی را در قفسی محصور کردند. هنگام شام جلویش ظرف غذایی گذاشتند. سگی ولگرد با زیرکی ظرف غذایش را به دندان گرفت و فرار کرد. یعقوب شروع کرد به خندیدن. زندانبان پرسید به چه می خندی؟ گفت به حال خودم که صبح چهارصد شتر فقط مطبخ مرا حمل می کردند و شام نشده یک سگ تمام مطبخ مرا می برد. زندانبان پرسید: علتش چه بود؟ یعقوب گفت: هر گاه "افراد بر سر جای خود" نباشند اینگونه میشود. من کارهای بزرگ را به انسان های کوچک سپردم و کارهای کوچک را به انسانهای بزرگ. بزرگان از انجام کارهای کوچک شرم داشتند و دیگران توان انجام کارهای بزرگ را نداشتند و اوضاع این شد که می بینی!


    شرح حال برگزاری جشنواره غوغای واژه ها و فیلم فجر....




  • یه حرفایی به من() 
  • یک شعر و یک خبر

    حس آغاز یک مراسم دفن

    حس آغاز صبح با سیگار

    حس مردن کنار یک قایق

    توی یک کویر زیر قطار

    حس یک بید با دو برگ بلند

    که دوباره کنارشون تاب بخوری

    من صداتو ببوسم و باز تو

    توی دستای من شراب بخوری

    شب کنیم روزا رو کنار درخت

    تو فقط بخند و باز خستم کن

    دستاتو دور گردنم بنداز

    باز با اون بوی زلف مستم کن

    این روزا خیلی خسته و مردن

    تو رو دائم دارم هوس می کنم

    یاد تو می افتم و بی تو

    زیر برگای خشک مگس می کنم...

    "صافحیان"

    ----------------------------

    یک روز عالی کنار دوستای هم استانی و هم شهری

    Ostani

    مسابقات فرهنگی هنری استان

    به جز دو نفر رتبه ی دوم،همه رتبه ی اول رشته خودمونو تو استان آوردیم!



  • یه حرفایی به من() 
  • رشد

    نمایش فیلم های چهل و سومین جشنواره ی بین المللی فیلم رشد در نیشابور

    با همکاری:

    "صافحیان" وسهراب اسعدی

    Cnama



  • یه حرفایی به من() 
  • لطفی

        روزت مبارک اما...

                        امشب تار ها غمگین تر از همیشه می لرزند...

    "محمدرضا لطفی درگذشت..."

    lotfi



  • یه حرفایی به من() 
  • غوغای واژه ها

    جشنواره شعر و قطعه ادبیغوغای واژه ها برگزار شد...

    مجری:خانم فضلی و "صافحیان"

    Ghogha

    اردی بهشت 93



  • یه حرفایی به من() 
  • سرما

    she'er



  • یه حرفایی به من() 
  • رضا صادقی

    SADEGHI 

    همایش کشوری زنده یاد رضا صادقی

    رتبه ی اول نظریه بازی ها ==>"صافحیان"

    رتبه ی سوم حل مسئله==> فرید و سهیل

    reza sadeghi



  • یه حرفایی به من() 
  • قطار

      در قطاری که صدای نفسش بوق تو را ممتد کرد

                           و صدای نفس پنجره از پشت چمن پیدا بود

             حنجره باز تو را می  پایید

              و سکوت

               مرا باز به اعدام شقایق می خواند!

           آسمان روشن شد

                         و صدای تپش لامپ من را سوزاند.

                                               "صافحیان"



  • یه حرفایی به من() 
  • قتل

    خورشید را هم ستاره ها

                          سربه نیست کرده اند...

    باز تنها تو می مانی که دوستت داشته باشم!

                                                             "صافحیان"



  • یه حرفایی به من() 


    • هرکه را با خط سبزت سرسودا باشد
      پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
    حافظ

    سلام
    امیررضا صافحیان هستم متولد فروردین ماه 1377 در نیشابور.
    و مشغول به خواندن علوم کامپیوتر در شهید بهشتی تهران

    که به همراه ' رفیق شماره ۱۱۱۱ ' این وبلاگ را می نویسیم !

    بنده را نام خویشتن نبود
    هر چه ما را لقب دهند آنیم !

    "حضرت سخن-سعدی-"

    ------------------------

    آنچـہ بر ما مے گذرد را در این وبگاه ببینید...
    .:.:راستے صفحـہ هاے قبل رو هم چڪ ڪنیــــــــــد :.:.

    ------------------------

    در گوشہ ای از تخت،مچالـہ
    تنهایـے و اشعار معـــاصـر
    نیمــــا و فــروغ و بهــبهــانے
    هی گریہ بہ حالِ حالِ حاضِر !

    #صافحیان

    -------------------------
    صرفا برای احتیاط :
    استفادہ از اشعار و ترانـہ ها تنها باذكر منبع و اجازہ ے مولف آزاد است!

    ------------------------

    امیررضا صافحیان


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :