کسی که کیفیتی برای خدا قائل شد یگانگی او را انکار کرده و آن کس که همانندی برای او قرارداد به حقیقت خدا نرسیده است. کسی که خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید. آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد، خدا را بی نیاز ندانسته است. هرچه که ذاتش شناخته شده باشد آفریده است و آنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است. سازنده ای غیر محتاج به ابزار، اندازه گیرنده ای بی نیاز از فکر و اندیشه و بی نیاز از یاری دیگران است. با زمانها همراه نبوده و از ابزار و وسائل کمک نگرفته است. هستی او برتر از زمان و وجود او برنیستی مقدم است و از ازلیت او را آغازی نیست. 
 ( حضرت امیر ، نهج ابلاغه)



   مگر می شود از حضرت امیر خواند و متعجب نشد ! مگر از محمد می شود ؟ از سجاد ؟ از حسین ؟
از ابتدا اینان برای من ائمه و شخصیت هایی بوده اند بس والا و فرا زمینی !
این در کنار جلوه ی خوبی که داشت ، مرا از ایشان دور نگاه می داشت ...
اما روزگاری ست که خدایم را نزدیک تر یافته ام و در همین روزگار فرستادگانش را نیز چون دیگر انسان ها
البته با تمایزاتی که الآن مجال پرداختن به آن ندارم
چقدر متفکرانه خدا را توصیف کرده است علی !
چقدر همانی توصیف کرده که می توان چشید ...
زیباست برایم زندگی در کنار چنین خدایی
اما کاش این را بتوانم در زندگی ، زندگی کنم 
و وقتی کودکی سر چهار راه شیشه ماشینم را تمیز کرد 
با نداشتن پولم نقد به دروغ او را از خود نرانم .
روزگاری ست که مرز میان خوبی و بدی را نمی توانم روشن ببینم
میان ظالم و مظلوم ... 
همه چیز به هم نزدیک اند و من خودم را نیز در این میان درست نمی شناسم !
اما تنها راهی که دنبال میکنم " حال خووووب " است که می دانم به فطرت نزدیک است ، 
که می دانم شاید تنها چراغ است این روز ها ...
شما چقدر با فطرت خود صحبت داشته اید ؟