می گریزم

تاریخ:سه شنبه 22 خرداد 1397-01:14 ق.ظ

   
   نمی دانم دل تنگی همانی ست که همیشه دارمش ؟ یا دیگر چیزی ست که در من مرده و یا مردانده شده ...
کمتر روزی ست که دلم برای چیزی تنگ نشود ! مثلا وطنم نیشابور ، و یا یکی از دوستانم و یا پدر و مادر و دوست دختر و و و ...
به هر حال بهانه برای دل تنگی زیاد است 
   اما چیزی که هست آن است که من آن را دل تنگی نمی نامم!
اگر شما به "آب" بگویید " لتاظهت" نام آن تغییر نمی کند و مفهومش برای شما نیز تغییر نمی کند.
پس فکر میکنم که من تنها از اسم دل تنگی می گریزم ...
اما چرا ؟
بابت هر واقعه دلیلی هست ! همان رابطه و بحث علت و معلولی که تماممان در دوران تحصیل حتا مجبور به آموختن آن بودیم.
چرا باید از این که از چیزی می گریزیم گریزان باشیم ؟
   هر انسانی در طول زندگیش از مواردی گریزان بوده ، حال یا آن را رها کرده و دیگر برایش اهمیتی ندارد و یا همچنان می گریزد
امان از این انسان که هر لحظه اش را به گونه ای زندگی می کند ... 



   بشنوید می گریزم را از مرضیه ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
چهارشنبه 23 خرداد 1397 02:56 ق.ظ
شایدتنهاراه حل باشه...
بعضی وقتا فرار کردن بهترین راه حل بنظرمیرسه حتی اگه عواقب خوبی نداشته باشه
گریز ی راه حله بعضی وقتابهترین راه حل
دلتنگی انسان همیشه مشخص نیست گاهی ضمیرناخودآگاه هم دلتنگ میشه ولی فقط احساس افسردگی میکنی حتی نمیفهمی واسه چی
انسان موجودپیچیده وناشناسیه حتی برای خودش
موضوعات جالبی رومطرح میکنین
بسیارعالی
پاسخ امیررضا صافحیان : ممنون از خوندن و نظر دادنت


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات