ولی به هر حال یک روز می فهمی که یک مرد برای خانوده اش چقدر ارزش قائل است !
و آن روز دلت می خواهد پدرت را بغل کنی ...
اما چرا این فاصله ی مردانه همیشه هست ؟
چرا مرد ها زن نیستند و زن ها مرد ؟
امروز صبح پدرم بیدار شد و برای ناهارم چیزی درست کرد و برایم بسته بندی نیز کرد
حتا ترشی مورد علاقه ام را هم گذاشت!
وقتی می خوردم بغضم گرفت ...

می دانم که این را نمی خوانی پدر دوست داشتنی من
اما برایت می نویسم :  که هر مردی برای خانواده اش می ایستد ! 
 - مردانه -  می ایستد ...