پیشنهاد نوشت : ابتدا موسیقی را پخش کنید اگر میلی بود !


همه مان گاه می نویسیم که چیزی را رها کنیم
همه مان گاه نوشته هایی داریم در ذهنمان
زندگی هر آدم سرشار است از نوشته ها ...
و در هر نوشته جهانی ست جدید ... انسانی ست جدید!
به حق که ما انسان ها در هر تولد یگانگی خود را حفظ می کنیم 
و چه زیباست وقتی انسان متولد می شود ...
و چه زیباست وقتی انسان مجددا متولد می شود ... و شاید زیباتر از قبل!
خرسندم که تولدی دارم به هنگام تولد بهار ...
و خوشحال تر می شوم اگر تولد ثانی ام را همزمان با قبلی  در بهار تجربه کنم ...
عید نزدیک است و سبزه ها دارند متولد می شوند !
این روز ها سبز درختانی را می بینم که شکوفه زده اند 
اما ز چه روی ؟
مگر با اولین باد نابهاری تن تسلیم نمی کنند ؟
آیا مرا توانی هست برای مبارزه با این نابهاری باد ها ..؟
هر گاه پاسخیش می یابم و هیچ گاه نیست که پاسخی ثابت پیدا کرده باشم !
می گذارم که روزگار سپری شود ... 
و به امید بادبهاری !
دلم برای دوستانی تنگ می شود که تن تسلیم کردند به باد !
نمی دانم کجا هستند و چه می کنند ! اما دلم برای آن ها تنگ می شود
شاید اگر بودند این دل تنگی این قدر ها زیاد نمی شد 
شاید به تمسخر مرده پرستم می خواندند - که شاید باشم -
اما چه کنم نزدیک سال نو و سبز شدن یادشان در من جوانه می زند و این سوال که 
کجایید ؟
پس از رفتنت هر وقت این را می شنیدم ، با خود می گفتم که" دردش دوا شد "
راستی رفیق ؟ دردت دوا شد ؟؟


بشنوید "خوب شد" را از همایون شجریان :