مشت بسته

تاریخ:سه شنبه 14 شهریور 1396-11:01 ق.ظ

مسافر مرد: من یه ایده دارم که کاملا دیوونگیه، ولی اگه ازت نپرسمش.. بقیه عمرم همش منو اذیت میکنه
مسافر زن: چی؟
مسافر مرد: من میخوام بازم باهات صحبت کنم، اصلا نمیدونم وضعیت تو چطوره، ولی من حس میکنم یه جورایی اشتراکاتی داریم، درسته؟
مسافر زن: آره، منم همین طور
مسافر مرد: خب، عالیه، این کاریه که میکنیم.. اینجا با من توی ویانا پیاده شو و بیا شهر رو سیاحت کن
مسافر زن: چی؟
مسافر مرد: این جوری بهش فکر کن... 10 ، 20 سال برو جلوتر، باشه؟ و تو متاهل هستی.. ولی ازدواجت دیگه اون انرژی همیشگی رو نداره، شروع میکنی به سرزنش کردن شوهرت، راجع به تمام مردایی که توی زندگیت باهاشون آشنا شدی فکر میکنی و اینکه چه اتفاقی ممکن بود بیفته اگه تو با یکی از اونا همراه میشدی... من یکی از اونا هستم، پس بهش به عنوان یه سفر در زمان فکر کن، از اون موقع تا الآن... تا بفهمی چه چیزی رو از دست داده بودی، این یه لطف بزرگه به تو و شوهرت... تا بفهمی که تو چیزی رو از دست ندادی، منم به اندازه ی اون بی حال و خسته کننده ام و تو تصمیم درست رو گرفتی و واقعا خوشبختی.
مسافر زن: بزار کیفم رو بردارم
 ( before Sunrise , 1995 ,  Richard Linklater )



  پیش نوشت : مدت هاست که تصمیم به تعلیق گرفته بودم ...
از این وبلاگ ! از شعر ! از زندگی شاید :)
   بازگشتم :)) و خب این بار سبز تر ... آنقدر سبز که آبی !
   و اما شعر :


بغضی گرفته راه صدا را كه حل شود!
در من قطار های نرفته زیاد بود ...
ما مثل سگ نشد كه شجاعت نشان دهیم
گفتیم كوس جنگ! ولی حرفِ باد بود ...

در ما پر است از همه ی اتفاق ها
ترسیده ایم از خفقان كلاغ ها 
وقتی سكوت ! اهرم دندان شكن نشد
بهتر كه بر ملا بشود راز زاغ ها

روزی نیامده كه به خاطر نیاوریم 
فریاد های خسته ی مشتی جنازه را
تاریخ كهنه می شود اما ... نمی شود!
تنها نگاه كردنِ این همه بهت تازه را
.
.
.
مردانه پا به پای جهان سرفه می كند
در مشت بسته اش جلو چشم عابران
ما یك نمونه ایم ! از آزادی بشر 
در بازِ بسته اش جلوی چشم عابران  

                                                 "صافحیان"

پس نوشت : این وبلاگ رسما مجدد شروع به فعالیت خواهد کرد !



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
math playground green mission
چهارشنبه 10 بهمن 1397 05:49 ق.ظ
Good post, thank
happywheels247
چهارشنبه 10 بهمن 1397 05:49 ق.ظ
Love post, thank
بانو
یکشنبه 9 مهر 1396 01:08 ق.ظ
اشعار شما زیباست و هر انسانی از خواندن شعر زیبا و پرمفهوم به وجدمیاد...
موفق باشیدو سر بلند
پاسخ امیررضا صافحیان : زنده باشید و سبز
بانو...
پنجشنبه 6 مهر 1396 01:09 ق.ظ
اشعار زیبا اما جای کار و کسب تجربه فراوان دارید. هنوز خام شاید ی چیزی یا ی کسی کمه تو اشعارتون
... بیابید اون چیزرو خیلی حرف تو اشعارتون هست خیلیا مارو ناراحت میکنن و خیلیا با حرفاشون و کاراشون و بعضی وقتام ما دونسته یا ندونسته عامل بد بختی بقیه میشیم اگه من گفتم هنوز خامه بخاطر تجربه خودم میگم دلگیر نشید به شعر گفتنتون ادامه بدین تا همیشه شاید خیلی حرفا رو نشه بدون شعر زد شاید خیلیا با خوندن اشعار شما آرامش بگیرن و تنها راه درمان مشکلاتشون باشه
موفق باشید وهمیشه سبز و آبی
...
پاسخ امیررضا صافحیان : سپاس که خواندی :))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو