رقص و جنون

تاریخ:دوشنبه 3 شهریور 1393-07:32 ب.ظ

  هم زمان در دو آیینه می رقصی

  با نگاهی چه دیرینه می رقصی

  من فقط چشم های تو را بچرم

  ایستادی؟!مگر کمی نمی رقصی؟

 

            قصه ها را از انتها بنویس....

 

  رقص پژمرد در کشاکشِ بدنت

  غنچه وا شد...نمایشِ بدت

  خستگی روی تو لمید و نشست

  چشم هاشان که چندش و بدنت

 

                     باز لیوان چای ترسیده...

 

  استکان های گیج،هم می خوردند

  مست هایی که بازهم می خوردند

  تو بمیر و زنده شو مگر اینها

  بی تو این بار کم می خوردند؟!

 

         صحنه خاموش شد،صدای جنون...

 

  خسته ای روی صحنه مانیده

  چشم هایی که پژمرانیده

  شام امشب،نگاه های کبود

  باز صبحی تو را روانیده...

 

             نور خورشید چشم را می زد...

                                                                          "صافحیان"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
space cord coolmath
چهارشنبه 10 بهمن 1397 06:22 ق.ظ
I like the post, thank
coolmath minesweeper
چهارشنبه 10 بهمن 1397 06:21 ق.ظ
Good post, thank
How long do you grow during puberty?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 06:07 ق.ظ
Can I just say what a comfort to uncover somebody that truly knows what they are discussing over the internet.
You certainly know how to bring a problem to light and make it important.
A lot more people must look at this and understand this side of your story.
I can't believe you aren't more popular because you definitely have the
gift.
هما
یکشنبه 14 تیر 1394 10:58 ق.ظ
شاید تصورمن غلطه اما احساس کردم یه سری از مصرع ها دارای مشکل وزنی هستند
اگر رفع بشن بهش میشه گفت شاهکار
پاسخ امیررضا صافحیان : متاسفانه مشكل دارند
نیمکت تنهایی
پنجشنبه 3 مهر 1393 10:10 ق.ظ
سلام ممنون از حضورتون تو وبم خوشحال میشم با نظراتتون کمک کنید به بهتر شدن شعرها وطرح هایی که میگم
وب بسیار زیبایی دارید با شعر های زیبا...
جمعه 21 شهریور 1393 01:51 ب.ظ
الان اینکه شعر میگی ادم نمیفهمه چی به چیه،خووووبه؟منم یاد دارم پس بگم:|
میثم داودی
جمعه 14 شهریور 1393 12:23 ب.ظ
سلام امیررضای عزیز
خوبه ... تجربه خوبه! تجربه کن!
ایشالا موفق باشی
پاسخ امیررضا صافحیان : قربونت ممنون كه سر زدی میثم عزیزم....

میكنم
Agha.Amir
چهارشنبه 12 شهریور 1393 02:51 ب.ظ
متوجه شدم که معانی فرق داره ، ولی حقیقتش نمیدونستم در این صورت قافیه درسته !
مرسی ! سفر هم خوش بگذره :)
هامون
چهارشنبه 12 شهریور 1393 12:23 ب.ظ
سلام

نمیشه گفت شعر زیبایی نیست،چون هست اما به نسبت زیباییش هم فراوان اشکالات وزنی داره!
مخصوصا قسمت "استکان های گیج هم خوردند.."

مثلا میشد که جالب تر نوشته بشه این قسمت،جوری که طول مصرع ها با بند های قبلی تقریبا برابر تر بشه!

مثلا اگه بخوام بازنویسیش کنم شاید اینطوری بنویسمش:

"استکان های گیج هم خوردند
مست هایی که بازهم خوردند
تو بمیر و زنده شو ، این ها
بی تو این بار مگر غم خوردند؟!"

به هر حال همین که به تلاشت ادامه میدی و میتونی احساست رو با نوشتن،اون هم شعر،بیان کنی،قابل تحسینه!


موِِّید باشی!
یا حق!
پاسخ امیررضا صافحیان : یك دنیا سپاس بابت وقتی كه گذاشتید
Agha.Amir
سه شنبه 11 شهریور 1393 06:12 ب.ظ
نقطه قوت تو نسبت به بقیه ی دوستان شاعر و ماعر از همون اولم این بود که تصویر سازی هات به شدّت قویه .
آدم میتونه تو فضا سازی تو غرق بشه ! اما خوب بعضی جاها مشکلات وزنی خیلی تو ذوق میزد ...
استکان های گیج هم ... باز هم ... این قسمتم قافیه نداشت متاسفانه !
در کل خسته نباشی ! به همون دلایل بالا
پاسخ امیررضا صافحیان : ممنون از نظرت
فقط ی نکته!قافیه درست بود هم و هم هم معنی نیستن و قافین...
مهدی
شنبه 8 شهریور 1393 05:58 ب.ظ
لینک شدی عزیزم
نرگس
شنبه 8 شهریور 1393 04:11 ب.ظ
شعر کلاسیک باید وزن داشته باشه اگه به وزن تسلط ندارید میتونید توی قالب های آزد شعر بگید.بازم میگم استعدادتون خوبه فقط شعرو جدی نمی گیرید.
مهدی
شنبه 8 شهریور 1393 11:33 ق.ظ
دزود زیبا یود و دلنشین
موفق باشی
kelar
جمعه 7 شهریور 1393 10:11 ب.ظ
به روزم
با احترام محمد کلارستاقی
پوریا پدرام نیا
چهارشنبه 5 شهریور 1393 12:06 ب.ظ
این کاری که تو کردی به هیچ وجه نو آوری وزنی نیست بلکه یک به هم ریختگی ساختاریه...اگه میخای وزنو از کار بگیری باید با موسیقی خوب عوضش کنی ولی ابیات این کار باهم دیگه چالش موسیقایی دارن و مدام سکته ایجاد می کنن.
بد ترین کارت تا امروزه...
ببخشید که رک گفتم
پاسخ امیررضا صافحیان :
امین
سه شنبه 4 شهریور 1393 02:36 ب.ظ
نقطه ی قوت کار بهره گیری از تصویر های زیباوخوب است.اما وزن که ایرادات و گیرهای اساسی داشت ،روان نبودن شعر،سردرگمی و تشویش شعر در رساندن موضوع.بر عکس بقیه دعوتت میکنم به نشکستن هنجارها تا زمانی که دستی در هنجار پیدا کنی.موید باشی
پاسخ امیررضا صافحیان : سپاس
مسعود
سه شنبه 4 شهریور 1393 02:13 ب.ظ
سلام
اول از همه وزن....؟؟؟وقتی می گوییم چارپاره یعنی وزن عروضی دارد...
اما فکر کنم این کار وزنش ایرادات اساسی داشت..
البته شک دارم که این کار تو چارپاره نام میگیرد یا نه....؟در هرصورت جای بحث هست و متخصصین باید نظر یدهند...
سوم مانیده و پژمرانیده و افعال این چنینی با این پیش فرض که بپذریم در حال و هوای پسا مدرنیستی زاده می شوند و صورتی پست مدرنیستی دارند طبیعی است که بهتر است در معنایی پست مدنیستی هم به کار روند...
اما نقاط قوت :
اول از همه نوع واژگان و آهنگ آنها اتمسفری به نسبت قوی را در کار ایجاد کرده
و دوم کار به نسبت روان و سهل است ..
وسوم تصاویر بدیع که ذهن مخاطب در آن ها نفسی تازه می کشد...
همین ...
موفق باشی...
پاسخ امیررضا صافحیان : چارپاره نامیده نمیشه!ولی ب چارپاره از همه نزدیك تره....
در نورد معنا فكر میكنم ب كار رفته!!
سپاس از حضورت رفیق....
پریسا
سه شنبه 4 شهریور 1393 01:35 ب.ظ
در مورد شعرت:
هنجار شکن بود

البته اگه عرفانی بخوایم نگاه کنیم باید بیشتر هنجار می شکست
پاسخ امیررضا صافحیان : سپاس
دانیال
سه شنبه 4 شهریور 1393 01:21 ق.ظ
آها این دیگه با عینک جدیدت بود
آفرین خیلی قشنگ بود
ممنونم که با شعرات میتونم تازه بشم
منتظر شعرای بعدیت هستم
پاسخ امیررضا صافحیان : كدوم دانیال؟؟؟؟
محمد بهادرمایوان
دوشنبه 3 شهریور 1393 11:55 ب.ظ
خوبه امیررضا ولی طوفانی تر باش تو شعرات...هنجارشکن تر...
پاسخ امیررضا صافحیان :
میشه یکم بیشتر توضیح بدی؟آخه اینم فک کنم نسبت به بقیه شعرام هنجار شکن تر بود؟!
ممنون که سرزدی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو